ماموريت غيرممكن

دلم براتون خيلي تنگ شده زياد  امروز سرم شلوغه خفن اما حتما مي يام سراغتون فردا يا عصر
ادامه نوشته

مخاطب خودم هستم

ادامه نوشته

روز قلب قلبي

ادامه نوشته

عروس خانم هاي خوشگل

ادامه نوشته

انگشتر قشنگ من

ادامه نوشته

شوهرم و درسا

ادامه نوشته

حرفم نمي ياد

ادامه نوشته

شغل هاي هيجان انگيز

ادامه نوشته

زندگي كاراملي

ادامه نوشته

زندگي استاندارد

ادامه نوشته

يك مهماني پاگشا

ادامه نوشته

ظرفيت شوخي

شوخي مي تونه چيز خوبي باشه يخ فضا را بشكنه ، محيط را شاد كنه و روابط را دوستانه تر البته به شرطي كه واقعا موقع شوخي كردن حواستون جمع باشه شوخي مناسبي بكنيد حريم ها و خط قرمزها را حفظ كنيد و حساسيت هاي طرف مقابلتون را در نظر بگيريد . راستش در مورد خودم نمي دونم چي بگم اين كه شوخ هستم ؟جدي ام ؟ خوب راستش اينه كه من شايد يه جورايي قبيله اي بزرگ شدم خانواده مادري هميشه كنار هم بوديم توي يك كوچه ، يك ساختمان و... بنابرين با دختر دايي ها ، پسردايي ها و برادرم كنار هم بزرگ شديم و همين امر هم باعث شده خيلي زياد شوخي كنيم يعني اصولا وقتي كنار هميم مجلس رو هواست ديگه كم بياريم خودمون را مي ذاريم وسط و مي خنديم ناراحت هم نمي شيم ميزان شوخي هامون هم خيلي خيلي زياده اما خوب حقيقتش اينه چون از كوچيكي با هم بزرگ شديم و اصولا ملاحظه كاريم با شخصيت و حساسيت هاي هم آشناييم و به خط قرمزهاي همديگه حمله نمي كنيم . از اون ور همسر جون هم آدم نسبتا شوخيه اما خوب گاهي ناراحت مي شم از اين كه شوخي مي كنه با اين كه خود شوخيش بد نيست دلم مي خواد جدي صحبت كنه مثلا وسط حرف جدي مي زنه تو جاده شوخي . خوب اين سمت قضيه باعث مي شه فكر كنم آدمي جدي هستم از همسري كه مي پرسم مي گه به نظرم تو اين زمينه خيلي متعادلي به موقع شوخي مي كني به موقع جدي هستي نمي شه برات صفت شوخ يا جدي را به كار برد . حالا چي شد اصلا فكرم رفت به اينجاها برمي گرده به مطلبي كه توي روزنامه خوندم نوشته بودم تحقيقي براي شوخ طبعي افراد دنيا انجام دادند و نتيجه حاكي از اين بوده شوخ طبع ترين افراد دنيا آمريكايي ها و جدي ترين آلماني ها هستند البته ايتاليا و اسپانيا هم جزء ملت هاي شوخ محسوب مي شوند . نمي دونم برنامه دوربين مخفي را دوست داريد يا نه وقتي بچه بوديم تلويزيون مي گذاشت و الان هم بعضي كانال ها گاهي نشون مي دن بعضي وقت ها اتفاقي برنامه هاش به تورمون خورده به نظرم جالبه و سرگرم كننده ولي هميشه بعد از ديدنش با همسر جان به اين نتيجه مي رسيم توي ايران اصلا امكان اجراي چنين برنامه هايي براي دوربين مخفي نيست مردم اعصاب ندارن مي زنن طرف را له و په مي كنن اما اين برنامه هاي خارج خيلي هم ريلكس مي خندن و براشون بامزه است . يا فكر كنم اگر برنامه هايي مثل نقطه جوش را برامون اجرا كنن ميانگين به يك دقيقه هم نكشه . اما از اون طرف توي ادارات توي مهموني ها شوخي زياد مي شه نمي دونم اون وقت چي بايد گفت ايا ما مردم شوخي هستيم يا نه ؟ ولي در مجموع به نظرم ظرفيت و صبرمون پايينه .

بله اينم از تفكرات ديروز من . اداره اتفاق خاصي نيفتاد خونه هم همسر جان دير اومد و تا رسيد خونه رفتيم ميوه و دوغ و نوشابه و ترشي خريديم براي مهمونيمون . بعدشم شام و استراحت . همه چيز عاديه اما استرس ول كن آدم نيست مي خوام فكر نكنم اما نمي شه از صبح كه وارد اداره مي شي همش مي گن ارزش پول داره مي ياد پايين بعد آدم نگران مي شه نمي دونه بايد چي كار كنه چه تصميمي بگيره پولشو تو اين شرايط به كدوم سمت ببره .

همكار همسري ديروز غزلي را كه سروده بود برامون ايميل كرد دستش درد نكنه غزل خوشگلي شده بود 12 بيت هم بود كه البته بيت اول و دوم مربوط به من و همسر مي شد اما بقيه اش يك شعر عادي بود كه در مجموع قشنگ بود . بازم دستش درد نكنه بسيار مشعوفمان كرد . خوب اسم هاي اصلي من و همسري در حقيقت اسم شخصيت هاي دو تا افسانه و داستان مهم ايران باستان هستند و بيت دوم هم اشاره به يكي از اون داستان هاست و از همين رو نمي تونم بنويسمش اما مصرع اول كه با اسم هامون شروع مي شه اين طوريه : جلوه ي عشق پريا دل پرهام ربود :دي

فست فود در اداره

ادامه نوشته

چه قدر طول كشيد

ادامه نوشته

شناخت دقيق ما از همديگه

ادامه نوشته

5 كلمه براي يك شعر !

ادامه نوشته

تولدت مبارك بيگلي بيگلي

ادامه نوشته