بازم کارا شروع شد

دوباره کارا زیاد شده تا اومدیم نفس بکشیم باز استارت زده شد . شنبه کار خبری نبود همون روند معمول خونه هم بازی با رها خانم . یک شنبه بازم کار و مامان رها را نگه داشت تا برم کتابخونه و برگردم . دوشنبه پیش رها توی خونه بودم بردمش مهد بعدم هی بازی عصرم با مامان رفتیم پیاده روی یک خط چشمم خریدم از خانمه خیلی بدم اومد .

شنبه قیمه پختم که برای یک شنبه هم داشتیم 2شنبه هم اولویه درست کردم پرهامم رفت استخر این قدر باز سرمون شلوغ شده هیچی اصلا یادم نمی یاد

دلم گرفته

ادامه نوشته

فقط خود من

ادامه نوشته

مشکلم چیه

ادامه نوشته

فیلم و فیلم و فیلم

ادامه نوشته

مرخصی جدید

ادامه نوشته

بازگشت

ادامه نوشته