بازم کارا شروع شد
دوباره کارا زیاد شده تا اومدیم نفس بکشیم باز استارت زده شد . شنبه کار خبری نبود همون روند معمول خونه هم بازی با رها خانم . یک شنبه بازم کار و مامان رها را نگه داشت تا برم کتابخونه و برگردم . دوشنبه پیش رها توی خونه بودم بردمش مهد بعدم هی بازی عصرم با مامان رفتیم پیاده روی یک خط چشمم خریدم از خانمه خیلی بدم اومد .
شنبه قیمه پختم که برای یک شنبه هم داشتیم 2شنبه هم اولویه درست کردم پرهامم رفت استخر این قدر باز سرمون شلوغ شده هیچی اصلا یادم نمی یاد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۶ ساعت 13:20 توسط پپر پریا
|