این قدر دیر می شه یادم می ره

ادامه نوشته

آخرین هفته ماه رمضون

شنبه حس می کردم تب رها تمام شده اما هم چنان سر جاش بود و نصفه شب باز تب کرد خیلی پشیمون بودم نوبت نگرفتم

یک شنبه اصلا تب نداشت و یک دفعه تو مطب دکتر فهمیدم مامان اشتباها شربت تب بر بهش داده و دلیل همینه باز ریختم به هم ولی دکتر گفت هیچ مشکلی نداره بچه و تا به 38 و نیم نرسیده حتی تب بر بهش ندم و دماش را یادداشت کنم از همون موقع شروع به یادداشت کردم واقعا تبش دیگه بالا نرفت

دوشنبه رها را گذاشتم پیش مامانم اینا رفتم کتابخونه برگشتم تب نداشت اما بدخلق بود دیگه بردمش مهد جدید که عاشقش شد خدا کنه تا اخر همین باشه بعدم اومدیم خونه اولویه خوردیم و دیگه کلا رها رو به راه تر شد شبم مامان اینا اومدن خونه مون رفتیم تراس نشینی

تب طولانی

ادامه نوشته

قهر ما دو تا

ادامه نوشته