خونه را تکوندیم

ادامه نوشته

گره گوری

ادامه نوشته

مامان زن دایی

ادامه نوشته

استرس شوهر

ادامه نوشته

بعد المسافرت

ادامه نوشته

سفر به کیش

چند روز این وسط مونده شنبه 1 شنبه 2 شنبه و 3 شنبه چیزی یادداشت نکردم همش مریضی رها بود 1شنبه مرخصی گرفتم بمونم خونه از رها مراقبت کنم اما ظهر به بعد خودم مریض شدم و 2شنبه هم موندنی شدم خونه حالم در حد وحشتناک بود داشتم می مردم دیگه مامانم عصر اومد منو برد خونه شون و دکتر و شیاف یک دفعه زنده ام مرد

3شنبه رفتم اداره اما بازم حالم رو به راه نبود عصرشم رها را بردیم دکتر جدا شکل آنفلونزا بود

ادامه نوشته

مریضی دختر کنسلی مسافرت

ادامه نوشته