ديروز سر كار يك عالمه از سهميه نتم از دست اين سايت ديوونه خرج شد . صبح مدير صدامون زد تقاضاهامونو بگيم كه حرفشونم همه كلاس قران و نماز و .... بود اي حالم گرفته شد .

رفتم خونه به همسري زنگ زدم اگه خسته است بمونه من تنها مي رم كادو بخرم . يعني واقعا همسري نمونه تر از من پيدا مي شه ؟ تو اون بارون تنهايي بره واسه بچه خواهر شوهر كادو بخره ؟ خلاصه رفتم و يك پيراهن قرمز توپ توپي خيلي خوشجل از توي نظر براش خريدم . واي خدايا چه قدر لباساي دخترونه قشنگن چه قدر خوبه آدم اين لباساي خوشگل خوشگلو واسه ني ني خودش بخره . هر چند اين خواهر شوهر ما هيچ وقت لباساي چين چيني جينگول تن دخترش نمي كنه . در ضمن يك عدد كيف خوشگل ببري هم براي خودم خريدم و گفتم آخي مامان خريد عديم تموم شد . مامان گفت به به چه دختر قانعي يك كيف خريد و تموم گفتم بله به جز مانتويي كه دادم بدوزن و كفشي كه چند وقت پيش خريدم و بلوز و دامني كه از دوبي خريدم :دي

اومدم خونه رفتم حمام و از خستگي خوابم برد تنها چند دقيقه اول بفرماييد شام را ديدم .

امروز هفتمين ماهگرد عقدمون هست كه همسري ماهم مثل هميشه يادش بود و صبح زود تبريك گفت .

امشب تولد دختر خواهرشوهرم دعتيم . من مهموني دوست مي دارم ولي واقعا اين دو هفته همه اش يا مهموني بوديم يا خودمون بيرون بوديم . خسته ام .