سر كار اتفاق خاصي نيفتاد بعد از كار رفتم كتاب خونه و وقتي رسيدم خونه شام خوردم با همسري بيمارم صحبت نمودم و همون سر شب به دليل تب خفيف و سنگيني چشم خوابم برد.

روز آرومي بود نه اتفاق بد نه اتفاق خوب يا فعاليت مفيد آهان تنها خبر خوب دعوت به جشن عروسي دوستم 5شنبه بود كه مختلط هست و توي يك ويلا گرفتن كاري كه منم دلم مي خواد بكنم . هم از اين نظر خيلي خوبه كه اولين جشني هست كه با همسري با هم مي ريم و چون قاطيه كنار هميم هم بعدا از سفيد راجع به هزينه ها تحقيق مي كنم .

چه پست كوتاه و يخي شد ! خوب پس از كاراي جالب امسال و اهداف سال آينده مي گم :

امسال :

1-     مهم ترين اتفاق ازدواجم بود . روزهاي آشنايي ، روزهاي خواستگاري و جشن عقدمون .

2-     مسافرت دبي با همسري خيلي خوب بود اولين سفر خارجي كه خيلي هم خوش گذشت

3-     مسافرت به قشم و بندعباس با بابا و مامان و سام سام آخرين مسافرت در دروان مجردي با خانواده

4-     سفر به ابيانه با همسري اولين مسافرت دو نفره اولين مسافرت توي دوران تاهل

5-     سفر براي گلاب گيري كاشان

6-     سفر به كوهپايه و ديدن مناظر اطرافش

7-     رفتن به پيست با همسري

8-     ياد گرفتن آشپزي به طور ابتدايي

9-     خريد مريداي جهاز به صورت نصفه نيمه

خلاصه كاراي امسال همه اش مسافرت و جشن و بيرون رفتن بود منتظر چيز ديگه اي نباشيد براي سال ديگه آره خيلي هدف ها دارم مي نويسم .