آخر هفته در بهشت
سلام . واي چه سخته بعد تعطيلي دوباره آدم پاشه بياد سر كار ها
آخر هفته خوبي داشتم . 5شنبه عصر همسري اومد خونمون با كوله جديدي كه براش كادو خريدم خيلي باحال شده بود . يك بسته كيك خرمايي خيلي خوشمزه هم برامون اورده بود . شام خونه ما بود همه دور هم شويد پلو و مرغ و بعد ساعت ده منم كولمو بستم و 10 دقيقه به 11 از خونه زديم بيرون و رفتيم تا به دوستامون ملحق بشيم و پيش به سوي بهشت گم شده. يك منطقه طبيعي زيبا اطراف مرودشت شيراز . قبل از بهشت توي يك قهوه خونه نزديك همونجا اطراق كرديم و صبحانه خورديم . ما كه تخم مرغ برده بوديم و از اونجا چايي هم خرديم و سر همين تخم مرغ البته كمي اوقاتمون تلخ شد . بعد هم راه افتاديم سمت بهشت واقعا جاي زيبايي بود چشمه هاي قشنگ صخره هاي زيبا درخت هاي خوشگل . يك جورايي منظره هاش بديع و فرح بخش بود مثلا يك خشكي زيبا وسط جوي هاي آب و ... اگه موفق به خريد كابل شدم تو اين چند روزه عكسشو مي ذارم ولي خوب اگه به قصد كوه پيمايي بريد كوه پيمايي خاص يا سختي نداره . ناهار هم همونجا خورديم كه ما ساندويچ فلافل داشتيم و بعد از كمي استراحت راه افتاديم سمت تخت جمشيد شاممون را توي محوطه تخت جمشيد خورديم ( كتلت ) و بعد هم توي پاركينگش چادر زديم و خوابيديم .
به نظرم چادرهايي كه ميله نمي خورن باز كردنشون خيلي راحته ولي بستنشون خيلي سخته و لم داره . گمونم ميله دارها راحت تر باشه . تجربه اي داريد نظري چيزي ؟
شنبه صبح هم صبحانه را توي همون تخت جمشيد خورديم بعد هم رفتمي بازديد كه البته شديدا هوا گرم بود ولي خوب بود بعد از سال ها باز تخت جمشيد را ديديم يك فالوده شديد خوشمزه خورديم و بعد هم اومديم پايين تخت جمشيد كالسكه سواري . نزديك ظهر هم راحت افتاديم سمت پاسارگاد . مقبره كورش را ديديم و توي محوطه سبز اون اطراف بساط ناهار را پهن كرديم و كمي استراحت و پيش به سوي خونه . خوش گذشت .
قبلا من وقتي ناراحت مي شدم همسري خيلي زود پيش مي يومد و سعي مي كرد از دلم دربياره ولي الان نه وقتي هر دو ناراحتيم حتما هميشه من اول پيش قدم مي شم . اين موضوع ناراحتم مي كنه .