بي خوابي
ديروز بسي بسي افتضاح بود رفتم خونه همسري اومد دنبالم اول اومد بالا آش خورديم و بعد رفتيم سمت آتليه عكس جديد را بهمون داد كه البته اين بار سايزش اشتباست . بعد همسري بهم گير داد كه يك چيزيته منم اعتراف كردم كه ببين تو حالت عادي خيلي با من خوبي قربون صدقه ام مي ري هوامو داري ولي وقتي ناراحتم بي خيالم يك بار معذرت مي خواي و پرس و جو مي كني بعدشم بي خيال . خلاصه گفت من خودمو اصلاح مي كنم ولي زمان مي خواد و اين حرفها... رفتيم براي بچه هاي دوست من 2تا عروسك و يك جامدادي خريديم يك پلنگ صورتي يك قورباغه سيز و جا مدادي صورتي ليواني . بعد هم رفتيم واسه مسافرت آخر هفتمون 2 تا پنير كوچولو دو تا كنسرو لوبيا و قارچ و يك تن ماهي برداشتيم و در راستاي خريدهاي عقد براي همسري شامپو و صابون و مسواك و خميردندان هم برداشته شد . بعد از اون قرار شد بريم شام بخوريم . راستش ما سر بازي منچستر و بارسلونا شرط بسته بوديم كه من باخته بودم و بايد الان شام دعوتش مي كردم همسري رو . رفتيم پيتزا رز چهار راه آپادانا . پيتزاي رست بيفش عالي بود ولي همسري گير داد كه يك جوري هستي و خسته شدم من كه معذرت خواستم و گفتم درست مي شه ديگه چي كار كنم منم غصه دار شدم و دوباره هيچ كاري نكرد رفتيم پارك من ناراحت بود اصلا حرفي نزد و با سرعت نور منو رسوند دم خونمون و اوضاع شديد نافرم بود بينمون . كلا همينه هر وقت من ناراحت بشم و اعتراض كنم آخرش يك چيزي بدهكارم منم واقعا واقعا از ديشب به خودم قول دادم ديگه هيچ وقت هيچ اعتراضي نكنم اين خيلي بده ولي خودش اين جور مي خواد فقط وقتي شادم حوصله ام را داره . همسري رفت خونه اس ام اس داد كه رسيده و بعد موبايلش خاموش شد و تلفن خونه را هم جواب نمي داد منم خوب در كل نخوابيدم ديشبو به جز 2ساعت صبح زود داداشمو بيدار كردم منو برسونه دم خونشون رفتم بالا پيش هم خوابيديم و عذرخواهي كرد و صبحانه خورديم و همسري بي خيال سرويسشون شد تا منو برسونه اداره و خودشم ديرتر رفت هي هم عذرخواهي كرد كه نگرانم كرده و از صبح هم يك عالمه با هم مهربونه و در تماس .
چه قدر دلم مي خواست من پا پيش نذارم اين كارها را خودش بدون رفتن من بكنه چه قدر دلم مي خواست ديشب وقتي رسيد خونه يك زنگ بزنه بگه پپر با غصه نخوابي ها . اين جالب نيست بگيم حدمون چه قدره من با اينكه شاكي بودم از رفتارش با اينكه ديشب عذرخواهي كردم ازش و هيچ جوره باهام راه نيومد امروز با سختي رفتم پيشش يعني هزار بار منتشو كشيدم آرزومه همسري هم همين طور بود خسته نمي شد خسته نمي شد از محبت كردن بهم وقتي غصه دارم ولي نيست اين جور نيست
دارم از خواب مي ميرم .