خوب يك شنبه اون قدر روز افتضاحي بود و اين قدر اتفاقات كوچيك بد بد توش رخ داد كه اصلا نمي خوام صحبتشو بكنم يك گند واقعي بود

دوشنبه صبح ساعت 8 با همسري قرار داشتم كه زنگ زد 10 دقيقه دير مي ياد و سي دي ها را توي خونه جا گذاشته . خوب منم اومدم سريع يك سي دي اهنگ بزنم ولي اون قدر گيج بازي در اوردم كه به علاوه اون ده دقيقه ديركرد همسري خودم هم 20 دقيقه ديگه شايدم بيشتر معطلش كردم !!!

الو از همه رفتيم ببراي روز پدر براي بابا يك كارت هديه گرفتيم كه روشم اسم خودم و همسري را داديم چاپ كردند خيلي حال داد اسممون را روي كارت ديديم . بعد رفتيم سراغ جشن و خلاصه تا ساعت 12 گير اين كارها بوديم . بعد از اون سود پولمون را رفتيم گرفتيم و همسري عزيز 500 تومن دادند به من كه بعد با هم بريم خريد عقد ( سرويس طلا – اينه شمعدون – سشوار و ساعت را قبلا خريديم و اين پول براي لباس و لوازم آرايش هست . اگه پيش نهادي در مورد مارك يا محل خريد داريد خيلي خوشحالم مي كنيد و يك سوال اساسي دارم دلم مي خواد يك جعبه آرايش بخرم به نظرتون چه شكليش قشنگ تر و بهتر مي شه ؟)

بعد از اين موارد هم رفتيم براي عروسي دوست همسري يك كارت پارسيان خريديم و رفتيم همسري با عابر بانك پول موبايلشو بده كه من مسخره بازي در اوردم و دستگاه قورتش داد :دي خلاصه يك و نيم رسيديم خونه ما . ناهار مامان اينا كباب درست كردند كه جاتون خالي خيلي خوب بود . بحث هايي در مورد جشن شد و ظهر كلي توي بغل همسري گريه كردم و كلي آرومم كرد . اه لعنت به اين مراسم دست و پا گير . عصر كمي ميوه خورديم و با دو تا پسر داييم و همسري رفتيم سينما مثلا مي خواستيم فيلم كمدي باشه كه پسر دايي كوچيكم خوشش بياد رفتيم شب عروسي افتضاح بود مثلا كمدي ولي دريغ از صحنه هاي حتي بي مزه مثلا خنده دار!!

بعد هم رفتيم عكاسي و بيگلي بيگلي عكس انداخت براي مدرسه اش . شام هم خونه دايي دعوت بوديم همگي سالاد ماكاروني و پيراشكي . خوب بود تا ديروقت نشستيم و بعد هم تماما .

در مورد جشن هنوز نمي دونيم چه كنيم ما يك چيز خيلي خيلي خودموني در حد مهموني مي خواستيم . راستش براي عقد يكي از ساختمون هاي خونه ما خالي بود اونجا يك مهموني گرفتيم خيلي هم خوب بود ولي تعداد خيلي كم بودن فقط بعضي ها بودند لباس پوشيدم ارايشگاه رفتم و آتليه و بقيه هزينمون را هم رفتيم دبي و خيلي خوش گذشت . براي عروسي همسري 5 ميليون وام گرفته كه يك و نيمش مي ره براي تلويزيون و سينماي خانگي و ميزش. مي مونه سه و نيم كه ما هم حتما مي خواهيم يك مسافرت خوب تر كه خوب دو نيم حتما خرجمونه يعني يك تومن بيشتر نمي مونه مگر اينكه روي كادوها هم حساب كنيم  :دي حالا طي پرس و جوها اگه بخواهيم توي اداره بابا اينا يك جن كوچيك 150 نفره بگيريم يك سالن تقريبا زشت زنونه مردونه جدا هزينه شام جوجه و چلوكباب و سالن و خدمه و سالاد و نوشابه مي شه يك ميليون و صد تومن و اگه يك رستوران خيلي خوب را رزرو كنيم همين غذا و خدمات به علاوه اينكه زن و مرد مختلطن و بزن و برقص درست حسابي داريم مي شه يك يليون و ششصد تومان به جز هزينه ميوه شيريني لباس اتليه و آرايشگاه يعني اين شبه جشن يا مهموني مفصل توي اداره گمونم نزديك 1800 و توي رستوران 2300 در بياد حالا نمي دونم چي كار كنيم .