ديروز بعد از كار رفتم كتاب خونه و بعد اومدم خونه كه جانان خانم از مسافرت برگشته بود . عزيزم اين قدر بزرگ و خوشگل شده . خيلي بچه بانمك و خواستني اي هست به نظرم باهوش مي ياد تپل شده بود با آستين ركابي و شورت ، آدم دلش مي خواست بخوردش . بعدش هم همسري و مامانش اومدند و با مامان باباي من رفتيم رستوران رزرو نموديم براي شهريور و عروسيمون .

حالا چرا حرص مي خورم از دست اين ننه شوور!!! همسر من پدرش فوت كرده مامانش هم فوق العاده آدم دهن بينيه كه اصلا قابليت ها و خوبي خانواده خودش را نمي بينه ساده هم هست و كلا كه زندگيش بر پايه دخترش مي گرده .

همسري به من گفت ببين من دست تنهام استرس برگزاري يك جشن به تنهايي ديوونه ام مي كنه مامانم را هم كه مي بيني من هر جشني بگيرم سركوفت آخر بهم مي زنه و گير مي ده چرا اونجوري نبود در عين اينكه امكان نداره خانواده ام كمك مالي براي برگزاري جشن بكنن پس بيا يك مهموني بديم و بريم مسافرت منم آخرش كوتاه اومدم ديدم طفلي حق داره بعد ديديم مهموني جايي را نداريم و گفتيم خوب شام همه را دعوت مي كنيم رستوران براي اين كار هم بايد رستوران را رزرو كرد ديديم خوب اين خرجش مي شه همون عروسي يك شيريني و ميوه مي مونه بذار اونم مي ديم فقط تعداد مهمون ها را كم كرديم و تصميم گرفتيم مواردي مثل گل زدن ماشين فيلم برداري آلبوم آنچناني و ... همه را حذف كنيم . خوب منم قبول كردم حالا مثلا مامانش بهش گير مي ده چرا فيلم نمي گيرين چرا مقتصدين ؟ وقتي من كنار اومدم و خودش شرايط پسرش را مي دونه و كمكي هم نمي كنه اين چه حرفيه !!!! بدتر از همه مثلا مي گه خانه معلم بگيرين خوب اونجا بهتره !!! فكر كنيد ما حدود 1 ميليون داريم هزينه اضافه تر از خانه معلم مي ديم به خاطر كيفيت غذاي بهتر و اجازه بزن و برقص و ... اون وقت برگرده اينو بگه !!!

اه چي دارم مي گم اصلا قضيه كلي تر از اين حرفاست . من واقعا سعی می کنم به روی خودم نیارم ولی بعد مثلا در شرايطي كه رفته باشين معروف ترين اتليه شهر با يك قيمت گزاف بعد مادرشوهرتون بگه چرا نرفتين اتليه اي كه دادشم رفته خيلي معروفه بعد اون اتليه حداقل 20 مرتبه را پايين تر و گم نام تر از اتليه شما باشه چي كار مي كنيد ؟ چه حسی دارید ؟ مثلا دبي مي خواستيم بريم برگشته بود مي گفت دخترم بعد عقد رفتن كيش . كيش كه خيلي بهتره چرا به جاي دبي نمي رين كيش!!!!به نظرتون بايد جوابي بدم ؟ اشتباه كردم خودم را نگرفتم ؟ اصلا ديگه مي شه روند را تغيير داد ؟ و البته مشكل اساسي اينه كه جلوي من حرف نمي زنه تا مستقيم جواب بدم اينو را به همسري مي گه .