دارم مي ميرم چه قدر گرمه هوا . اه مردم چه قدر برم حموم . آخر شب مي رم حمام هنوز ظهر نشده مي بينم واي عرق كردم بايد برم دوباره حمام اگه به فكر دور و بري ها هستم . اوف

ديروز كار بد نبود يعني دستم بند يك سري كار مزخرف هست ولي خوب رواله ديگه . عصر هم همسري اومد خونمون تا من و همسري و سام سام بريم سينما .  رفتيم ولي چون سه شنبه بود غلغله ما هم اصلا به اين قضيه توجهي نكرده بوديم تا يادمون اومد كه سينما فرچيان هم همين فيلم را داره و نصف قيمت هم نيست بنابراين نبايد اين طور شلوغ باشه و خلاصه رفتيم اون ور . طبق پيش بيني شلوغ هم نبود ولي زماني رسيديم كه فيلم شروع شده بود و ديگه امكان خريد تنقلات نبود و سخته بدون اين چيزا توي سينما . رفتيم فيلم ورود آقايان ممنوع . من خيلي خوشم اومد به نظرم قشنگ بود و يك عالمه خنديدم و بعد از سينما رفتيم فالوده و بستني خورديم و بعد اومديم خونه . بيگلي بيگلي هم اونجا بود شام قورمه سبزي داشتيم كه من عاشقشم و كلا خوب بود ديگه . هر چند سام سام ديوونه سر شام قهر كرد و كلا خيلي اخلاق مزخرفي داره ، آدم شدن هم تو كارش نيست كه نيست . اه حالم ازش به هم مي خوره ها

پ . ن : چاق شدم از پارسال تا حالا 3 كيلو زياد شدم چي كار كنم . عذاب وجدان دارم شديد همش هم مي گم از فردا درست مي شه ولي كو اون فردا

يك سري كار دارم كه بايد بكنم

1- يك بار با مامان بريم خونمونو ببينه 2- خريد چوبي ها 3- خريد پرده 4- خريد دم فرشي و روميزي... 5- شام با اناستازيا 6- شام با انسان 7- ست كردن عكاسي 8- ست كردن ارايشگاه براي تاج

راستي ممنون بابت همه راهنمايي هاتون دوست جونيا