ديروز بعد از كار رفتم كتابخانه و بعدش همسر جان زنگ زدند و گفتند انسان اينا مي گن امروز آخرين روز نمايشگاه شيريني و شكلات هست و مي يايين اول با هم بريم نمايشگاه بعد بريم شام منم گفتم نه چون بابا ديروزش رفته بود و برام تعريف نموده بود در حد افتضاحه ! همسري هم گفت اگه نمايشگاه نريم تنظيم شام باهاشون سخته و بذاريم يك شب ديگه و قرار شام كنسل شد و شايد امشب بريم . همسري بهم پيش نهاد داد بياد دنباليم بريم خونه خودمون تا با مدي مجتمع يك سري صحبت ها را بكنيم كه من قبول ننمودم و تصميم گرفتم با مامان براي خريد فرش بريم .

براي پذيراييمون قبلا 3 تا فرش 2*3 خريده بوديم كه زمينه كرم هستند ولي تم رنگي حاشيه ها به مسي و صورتي مي زنه . ما فكر مي كرديم اتاق ها موكته و به فكر فرش اون اتاق نيفتاده بوديم . اتاقي كه توش تخت را مي ذاريم ديگه فضاي فرش نداره هرچند مامان يك قاليچه خشتي قرمز خوشگل كه خودش بافته را براي اون اتاقم در نظر گرفته . اتاق ديگمون رنگ ديوارش صورتيه و يك پنجره بلند رو به پارك هم داره دوست داشتم اينجا را اتاق خواب كنم كه تخت و اينا قشنگ توش جاگير نمي شه ديروز رفتيم براي همين اتاق فرش بخريم كه يك فرش از اين اسپرت ها برداشتم سفيد كه كنارش يك شاخه گل بلند مشكي و قرمز هست . براي جلوي در حمام هم از اين پشم پشمي هاي صورتي خريدم و يك پادري مسي صورتي براي دم دست شويي . جلوي آشپزخانه هم يك فضاي زيادي خالي مي موند كه حتما قاليچه مي خواست من براي اونجا يك قاليچه اسپرت گل گلي قرمز برداشتم كه وقتي اومدم خونه گفتن خيلي جيغه و اگه تو همه چيز رو تو مايه صورتي بخواي بخري اينم چون اول راه هست و ادامه پذيرايي بهتره صورتي برداري . راستش رنگ صورتي براي پذيرايي زيادي مليح و خواب بود ولي اگه قبول كنه امروز مي رم عوضش مي كنم صورتي مي گيرم .

مامانم مي گه خوبه با اين همه تنظيمات اخر مبل صورتي نخري :دي

به همسري مي گم ببين غصه نخور كه ست كردن رنگ صورتي برات شده كابوس هم ست اتاق خواب خودمون هم اون يكي اتاقمون و هم نقش كريستالمون قرمزه :دي مي گه اولا كه قرمز همون پر رنگ صورتيه دوما كاشك همون صورتي بود با اين قرمز ياد پرسپوليس لعنتي مي افتم . گفتم ها ها من كه پرسپوليس را بيسيار دوست مي دارم شما هم سعي كن بشش علاقه مند شي :دي

اهان راستي براي توي كابينت ها هم پلاستيك سفيد با گل صورتي خريدم ولي براي كف كمد اتاق ها احتمالا پلاستيك قرمز بخرم .