امروز سالرد عقد من و بهترين پسر دنياست . همسر خوبم مهربونم عاشقتم و براي همه لحظات خوبي كه برام ساختي ازت ممنونم .

4شنبه اتفاق خاصي نيفتاد همسري خيلي خسته بود و نشد همديگه رو ببينيم منم خونه بودم و كتاب خوندم . 5شنبه صبح رفتم باشگاه كه بعد از چند وقت خيلي چسبيد و حمام رفتم و كلا منتظر عصر و ديدن آقاي همسر بودم كه گفت حالش بده و شايد نياد راستش ناراحت شدم خيلي هم خوب برخرود نكردم چون هم دل تنگش بودم هم از موندن كارها وحشت داشتم و اون بيچاره هم اومد و من هزار بار شرمنده شدم چون حالش جدا بد بود . با هم رفتيم دنبال نجار اومد قفسه را اندازه زد و گفت اوايل اين هفته آماده مي كنه يك مقاديري دنبال آينه براي حمام بوديم كه پيدا ننموديم و طي همين گشتنا بود كه ديگه عشقم طفلك واقعا حالش بد بود و تصميم گرفتيم بريم شام بخوريم و همسري هم گفت اولين جاي خلوت ما هم تو نظر بوديم و پيچيدم توي يك ساندويچي به نام آتيش برگر ولي منويي داشت مگه رومون مي شد سفارش بديم حالا مرديه بوديم از خنده اسم ساندويچ ا بود آتيش پاره ، اتشفشان ، آتشين و .... افتضاح هم بود بعد هم همسري منو رسوند و رفت .

جمعه صبح همسري اومد دنبالم دوباره و رفتيم يك ميز تلويزيون ساده شيشه اي خريديم . اكثر ميز تلويزيون ها كشودار بود منم از كشودار خيلي بدم مي ياد بنابراين گشتنمون طول كشيد يك جا كفشي قهوه اي تيره هم خريديم و بعد همون جا رهنان آب هويج بستني خوشمزه خورديم و رفتيم خونمون . بايد اينجا بگم صبحش بسيار دختر فعالي شدم و براي ناهار خودم و همسري جونم كتلت پختم و سر راه هم دوغ و نون تازه خريدم و برديم خونمون ناهر خورديم و يك دنيا بهمون خوش گذشت . همسري با اينكه اينجا را نمي خوني ولي يك دنيا ازت متشكرم كه اون قدر منو مي بوسي منو در آغوش مي كشي اون قدر نوازشم مي كني و حواست بهم هست اون قدر مهربون و صبوري . مرسي كه مي گي همه دنياي تو هستم و گاهعي اون قدر دوسم داري كه نمي دوني چي كار كني مرسي كه اون قدر بهم توجه داري كه حتي همه همكارات سر به سرت مي ذارن و اصلا به روي خودت نمي ياري مي خندي و مي گي خوب برام خيلي عزيزه هي چي مي خواهين بگين . همسرم عاشق اون مزژه هاي بلند و خوشگلتم عاشق چشماي سبزت كه يك دنيا مهربونه عاشق قد بلندتم كه بايد روي پاهام بايستم تا رو به روي صورتت باشم عاشقتم عشقم

ديروز مامان همسري يك سكه اليزابت حدودا 60 تومني براي سالگرد عقدمون بهم داد خيلي شاد شدم اصلا فكر نمي كردم يادشون باشه خواهر شوهر گرام هم اس ام اس زدند و تبريك گفتن اونم شاد شدم . واسه سالگرد هم قبلا گفتم من عكس دو نفرمون را بزرگ كردم و به همسري دادم اونم امشب شام دعوتم كرده بيرون ولي كادو را چند روزه ديگه مي ده .