ديروز بعد از كار دوباره رفتم كتابخونه و بعد خسته و هلاك برگشتم خونه . رسيدنم با خوشحالي همراه بود چون ديدم ساعتي كه اينترنتي خريدم رسيده . براي خونه آيندمون از اين ساعت هاي دكووال مدل پروازش را سفارش داده بودم همون كه سه تا پروانه داره . مشكيش را گرفتم . خيلي دوسش دارم . بعد از ذوق كردن يك عالمه كوكو سيب زميني خوردم و زير باد كولر خوابم برد البته زودي بيدار شدم و آماده شدم تا همسري اومد و رفتيم اول يك رستوران بهمون آدرس داده بودند براي مراسم گفتيم اينم ببينيم كه البته اصلا قشنگ نبود بعد رفتيم براي خريد چادر مسافرتي كه قرار بود همسري برام بخره ما تا 200 تومن براش كنار گذاشته بوديم ولي 8 نفره چيني 40 تومن و كره اي 50 تومن بود . بهمون هم گفتن فقط يك مدل 100 تومني هست كه بعد يدكش گير نمي ياد و بهتره نخريد . ما هم همون 50 تومني را برداشتيم حالا خدا كنه با اين قيمت جنسش خوب باشه و نشه دردسر . از اين ميله اي هاست سرمه اي و نارنجي . دو تا صندلي تا شو قرمزم برداشتيم . بعد چون وقت داشتيم طبق سفارش دوستاي گلم رفتيم عبدالرزاق البته زياد نگشتم ولي همين طوري دو تا برچسب ژله اي برداشتم و دو تا بسته از اين سنگ رنگيا براي توي ويترين و يك بسته هم حوله هاي رنگي رنگي براي گردگيري . دلم از اين مگنت هاي روي يخچال ولي مثلا كفش دوزك كوچيك يا پروانه مي خواست چيزي به چشمم نخورد . تازش رفتيم دو تا پايه براي ال اي ديهاي لوستر خريديم كه شكسته بود و 3 تا لامپ كه خونه كم داشت . بعد هم رفتيم چيپس  و پفك و راني پرتقال خريديم با نسكافه و چايي كه همسري اورده بود نشستيم توي بوستان سعدي به خوش گذراني . همسري هي گفت گشنشه و بايد شام بگيره من بنا بر مبحث شيرين چاقي مقاومت كردم و از پيتزايي كه همسري خريد فقط يك قاچ خوردم . توي پارك خيلي حرف زديم و خيلي خوش گذشت .

بعدشم من يك كم رفتم خونه مامان بزرگم و بعدشم لالا . امروز صبحم دوباره با ماشين اومدم .

راستي بچه ها مثلا من پرده ها را وصل نكزدم كه بشه عكس گرفت تازش يك كمي صبر كنيد خونه را بچينم بعدش مي يام عكس كمال مي ذارم از همه جا براتون .

پ. ن 1 : دايي همسري كه قراره تا چند ماه ديگه بابا بشه اسم انتخابي براي پسرشون را اعلام نمودند : كيان مهر . من خودم عاشق اسم كيان هستم خيلي دوسش دارم ولي كيان مهر نشنيده بودم طولاني هم هست زياد . دوسش نداشتم .

پ . ن 2 : همسري عاشقتم نمي دونم چه قدر احساس خوشبختي كردم وقتي توي پارك گفتي پپر نمي دوني چه قدر برات مي ميرم . روزايي كه عصر قراره ببينمت از صبح لحظه به لحظه به فكر عصرم كه ببينمت . خيلي احساس خوشبختي كردم وقتي منو بوسيدي و گفتي پپر واقعا عاشقتم واقعا بي نظيري .