ديروز خونه كه رفتم ديدم بدجور حوصله ام سر رفته و هي گفتم كاشك با همسري قرار گذاشته بودم و اينا . خلاصه پاشدم 6:30 بهش زنگ زدم خواب بود بعدش گفتم ا هنوز خوابي اونم گفت خوب اره خوابم مشكلش چيه صبر كن دست و صورتم را بشورم دو دقيقه ديگه زنگ بزن . منم كه لوس دو دقيقه بعد زنگ زدم و همسري هم هي شوخي و خنده كرد ولي من انتظار داشتم بابت حرف قبليش كه گفته مگه چيه ازم عذرخواهي كنه و قربون صدقم بره و واسه همين اوقات تلخي كردم و قطع كردم . يك ربع صبر كردم زنگ نزد منم خودم زنگ زدم و بعد هم هق هق گريه و زاري كه خودتو بيشتر از من دوست داري به ناراحتي من اهميت نمي دي چي كار داري لوس بازي بود يا نه مهم اينه من داشتم غصه مي خوردم همسري هم مي گفت به خدا مي خواستم بذارم يك كم آروم شي بعد زنگ بزنم از دلت در بيارم ولي مهلت ندادي بچگي كردم ببخش به همه مقدسات به شرافتم قسم مي خورم ديگه نذارم ناراحتيت طول بكشه و .....

شايد من كمي لوسم قبول ولي اينم هست كه واقعا توي جامعه ما اكثر خانم ها به توجهات در حد صفر هم راضين . يعني اين منطقيه خانم هزار بار غرورشو بشكنه و منت شوهرشو بكشه و بعد بياد ذوق كنه شوهرم درسته واضح معذرت خواهي نكرد ولي با رفتارش نشون داد پشيمونه ؟ درسته صبح تا عصر هر دو سر كار باشن و بعد براي مهموني خانم دستش همش به اشپزي بند باشه و بعد با قدرداني بگه شوهرم تو گردگيري و ميوه شستن كمكم كرد ؟ نمي دونم به نظرم اينا خيلي دست كم گذاشتن روي خانماست . مرده اومده تو ادارمون سخنراني مي گه مي دونيد چرا اين قدر غربي ها فرصت شغلي براي خانم ها ايجاد مي كنن هدفشون اينه كه زن را از وظيفه اصليش يعني شوهرداري دور كنن . اخ يعني حس استفراغ بهم دست مي ده به نظر من ضروري نيست همه خانم ها برن سر كار ولي اگه خانمي به قصد اينكه بتونه به پخت و پز برسه نره سر كار واقعا دست كم رو خودش گذاشته . من هر جا بخوام برم قبلش به همسرم مي گم هر جا كه باشه  و اگه بدونم راضي نيست امكان نداره برم ولي اين كار رو متقابل مي كنم يعني همسرم حتي اگه دم مغازه هم بخواد بره بهم مي گه چون اينو احترام مي دونيم . حالا معني عشق و احترام ممكنه براي زوج هاي مختلف متفاوت باشه ولي خوب مسئله اينه هر چي تعريف مي شه بايد دو طرفه باشه .

ديروز ماهگرد اشناييمون بود خوب طبق معمول من يادم نبود و همسري ياداوري كرد . مرسي عزيزم كه اين قدر ماهي .