چشمان تب دار من
ديروز كار بد نبود و به همسري هم اس ام اس دادم كه هاني مي ياي عصر آش بگيريم بريم پارك بخوريم اونم گفت پيش نهاد خيلي خوبيه و اين گونه شد كه عصر من نون بربري و آش خريدم و همسري هم كه بساط چايي و نسكافه را آماده كرده بود اومد دنبالم و رفتيم اول يك سري دستمال حوله اي خريديم براي تميزكاري كه قراره جمعه بياد خونه ايندمون را تميز كنه و بعد هم رفتيم پارك اول يك كم قدم زديم و فواره هاي رنگي را ديديم و بعد هم رفتيم بساط شام را پهن كرديم و خورديم جاتون خالي خيلي هم چسبيد . بعدشم من هوس فالوده كردم كه رفتيم خورديم . براي فالوده خوردن جاي بدي پارك كرده بوديم و واسه همين من اصرار كردم كه همسري تو بشين من برم بخرم اگه اينجا مجبور شم ماشينو جا به جا كنم سختمه وقتي برگشتم گفتم ديگه تنها نمي رم اينجا فالوده بخرم چون پسره خيلي پر رو بود هي برگشت به من گفت فالودتو نگير تا خودم برات سفارشي بريزم . همسري هم كه نيشش باز شده مي گه ولي پپر خداييشم سفارشي ريخته ها چه خوشمزست :دي يعني ته تعصب :دي
امروز صبح كه بيدار شدم هم گلوم خيلي درد مي كنه هم تب دارم هم بي حالم به عبارتي سرماخوردم كلافه ام و اميدوارم زياد طول نكشه . اه اين جور مواقع است كه ادم قدر سلامتيشو مي دونه . اون قدر بي حالم كه ناي نشستن ندارم و اون قدر گلوم در مي كنه كه چند بار حال تهوع بهم دست داده .
در ضمن امروز صبح وقتي ماشين را پارك كردم و ازش پياده شدم ديدم جهت تايرا شديد رو به خيابونه يادم اومد همسر گرام فرمونو مي پيچوند كه اين طور نباشه منم پيچوندم و بدين گونه فرمونم قفل نمود و مجبور شدم زنگ بزنم به پدر عظيم شان و راه حل را بپرسم و الانم زنگ زدم به همسري كه حالتو مي گيرم آبروي منو بردي :دي اونم غش غش خنده كه واي چه باحال :دي حتما هولم كردي چون وقتي قفل شده سخت هم روشن مي شه .
پ . ن 1: بچه ها من گلايه هايي كه ديروز كردم از همسر خودم نبود اشتباه نشه از سخنراني از حرف و نتيجه گيري هاي خود خانم ها بعد از اون سخنراني ناراحت بودم وگرنه من هنوز سر خونه زندگيم نرفتم كه ببينم همسرم چي كار مي كنه و نمي كنه و تو اين مرحله هم قربونش برم اجالتا قول داده كه همه كارها را با هم مي كنيم كنار هم . گلايه ام از وضع مملكت از ديدگاه جامعه و ... بود . از اينكه ياد گرفتيم هيچ تلاشي واسه بهتر شدن نكنيم و هر شرايطي را شكر كنيم ناراضيم . من فكر مي كنم هركس هر چه قدر براي خودش ارزش قائل باشه و توقع داشته باشه خدا هم براش جور مي كنه . من وقتي مدرسه مي رفتم هميشه پدرم بهم مي گفت پپر اگه امتحاني را همه 20 شدن و تو 19 فكر نكن نمره بدي گرفتي و اگه همه 0 شدن و تو 10 اون وقت هم فكر نكن تو نمره خوبي گرفتي . من ناشكر نيستم و مي دونم هسرم عاليه .
به هر حال هر کس یک جور از زندگیش راضیه و امیدوارم شرایط شما دوستای خوبم همتون همون جوری و در همون حدی باشه که دلخواهتونه