اين قدر كار كرديم تو اين چند روز كه به نظرم يك ماهي مي ياد .

4 شنبه : صبح بابا و مامان و سام سام رفتن خونمون و پرده ها را نصب كردن . به نصاب هاي لوازم برقي هم زنگ زدن و يخچال و فريز و ماشين لباس شويي و گاز هم وصل شد فقط موند ماشين ظرف شويي . از روي كليدها هم يك سري ديگه زدند و عصر همسري اومد دم خونمون كليدها را گرفت و رفت خونه . راستش نصف پذيرايي پر از كارتن شده بود عخشم كارتن هايي كه بايد مي موند را جمع كرده بود برده بود انباري و كارتن هاي ديگه را هم برده بود داده بود بازيافتي . من و مامان و بابا و سام سام هم رفتيم هايپر ماركت . مامان همونجا سبزي پاك شده و شسته شده خريد و داد خرد كردن برام سبزي كوكو و سبزي خورشتي . ماهي ، ذرت ، بسته هاي فريزي كوكتل سبزيجات ، بسته هاي فريزري مخلوط هويج و نخود فرنگي ، شير كاكائو ، شيرموز  ، پنير مثلثي كاله ، پنير گردو ، كره ، آب ميوه گازدار ، نوشابه ، سس گوجه ، سس تند ، سس هزارجزيره ، سس خردل ، سركه و پودر ژله هم خريديم . عصرش هم مهي اومد پيشم و بعد آخر شب همسري اومد كليد را پس بياره چون كليد جديد را برده بود امتحان كنه و همون موقع هم با هم رفتيم تا همسري ماشين منو بنزين بزنه . دست گل درد نكنه . ديگه خونه هم كه برگشتيم كنسرو آلوئه ورا را كه خريده بوديم اومديم بخوريم من واقعا بدم اومد تلخ بود دفعه اول بود امتحان مي كردم .

5شنبه : صبح با مامان و زن دايي راهي خونه شديم . و منو مجبور كردن توي اوتوبان هم خودم پشت فرمون بشينم . اونجا خونه را دوباره تميز كرديم . سبزي ها را بسته بندي كرديم . نخود فرنگي و هويج و لوبيا سبزي كه مامان قبلا برام خريده بود را بسته بندي كرديم و كلا خوراكي ها را توي يخچال جا داديم . برچشب هاي ژله اي را كه خريده بودم چسبونيدم كه واي مال روي سيفون دست شويي خيلي باحال شد . ديگه اون يكي اتاقي كه اتاق خواب نيست فرشش را پهن كرديم و ميز اتو و اينا را گذاشتيم . فرش هاي پذيرايي را پهن كرديم . بقيه وسايل را از كارتن در اورديم . تلويزيون را سر هم كرديم . و خلاصه از صبح تا 5 عصر گير بوديم البته خوب خداييش بيشتر كارها را مامان و زن دايي كردن . واي ولي خدا را شكر تا اين لحظه خونمون خيلي خوشكل شده رنگ فرش ها و پرده ها خيلي بهم مي يومد و كنار لوسترها جلوه خوبي داشت .

در ضمن مادرشوهر ظهر توسط همسر گرام برام ناهار ماكاروني فرستاد خوشمزه هم بود دستش درد نكنه .

خونه دو تا مشكل داره اونم قضيه پريزهاست يعني كلا طرف با ايجاد پريز مشكل داشته انگار مثلا تو كل خونه دو تا پريز تلفن هست . توي پذيرايي يك جاي آنتن و هر كدوم از خواب ها هم فقط يك پريز برق داره اونم جايي كه واقعا به درد نمي خوره . در ضمن گمونم با چيدمان مبل ها تا حدودي مشكل خواهيم داشت و جا دادنشون كار راحتي نخواهد بود .

عصرش هم همسري اومد خونمون و براي شام با مامان و بابا و سام سام راهي شديم من همه را مهمون كرده بودم اول مي خواستم ببرمشون آراخان كه شديد شلوغ بود و ما هم رفتيم رستوران 33 توي پاساژ سپاهان . غذاش خوب بود محيطش هم آروم و خانوادگي بود . بعدشم اومديم دم سي و سه پل سام سام براي هم بستني و فالوده خريد و بعدشم رفتيم خونه .

جمعه : ديگه خونه بودم و وقتم به كتاب خواني گذشت . شبش هم دايي اينا كباب گرفتن كه همه را گفتن بريم خونه مامان بزرگم بخريم دور هم اولويه هم درست كرده بودند . كبابش كباب بناب بود از مغازه 4راه حكيم نظامي خريده بودند خيلي خيلي خوشمزه بود .

همسري هم جمعه رفت خونه جاي حمام و رخت آويز را توي حمام عوض كرد . كول را درست نمود ميز چوبيمون را چسب چوب زد . قفل در را عوض كرد . قفل كمد را درست كرد . محافظ يخچال را كه خريده بود وصل نمود . شير آشپزخونه را هم درست كرد . دست گلش درد نكنه .  هي هم زنگ مي زد كه واي پپر چه قدر اينجا خوشگل شده چه قدر ميزمون قشنگه تشكر ويژه بكن از مامانت و از اين حرفا ولي يك چيزي گفت كه ناراحتم كرد برگشت گفت راسي پپر رخت آويز نداريم ها لباسا را پس كجا اويزون كنيم . حالا راستش من از قصد نخريدم يعني روي اين موارد حساسم به نظرم رخت آويز خونه را شلخته مي كنه من در حال مرگ هم كه برسم خونه لباسم را مي زنم به چوب لباسي و مي زنم توي كمد و هميشه هم چوب لباسي اضافه دارم لباس مهمونم را هم توي كمد اويزون مي كنم ولي در هر صورت همسري نبايد اين حرف را مي زد شايد من يادم رفته بود شايد پول نداشتم بخرم و ... خيلي ناراحت شدم البته به روي خودم نيوردم و فقط علتشو توضيح دادم .

مامان هم رفت برام چند تا گيره آشپزخونه ديگه خريد و. يك سري قاشق براي توي ظروف نمك و .... يك سفره پاك كن صورتي هم خريد برام . عاشقتم ماماني دستت را هم مي بوسم . مرمر هم اومد دم خونمون برام يك جا برسي براي روي ميزتوالت درست كرده بود صورتي فوق العاده قشنگ بود پر از تور و ربان و گل.

اگه خدا بخواد خرده كاري ها خيلياش تموم شده . كارايي كه مونده يكي اينه كه يك كمد بايد سفارش بديم براي زير ماشين ظرف شوييمون بسازن و بايد سريع سفارش داد اميدوارم به موقع آماده شه . بعد اگه خدا بخواد ماشين ظرف شويي نصب شه . بايد ميز چرخ خياطي بخريم . در دست شويي هم خرابه بايد درستش كرد و فن هم بايد نصب كنيم براش كه البته اين كمي مشكله چون فن 8سانتي مي خوره و اونم كه فايده نداره .