مي دونم همون طور كه مي گيد اين روزا تكرار نمي شه دلم مي خواد لذتشو ببرم ولي خوب استرس اين جنگ و جدل اخير رو هم دارم نمي شه كاريش كرد . راهنمايي هاتون خوبه ولي اخه الان كاريه كه شده . ببينيد شوهرم با مادرش سر چيزي بحثش شده كه عمريه به خاطر اون رفتار از مادرش ناراحته و باهاش بحث داره ولي منم عين شوهرم از اون رفتار ناراحت شدم و واكنش نشون دادم و به مامانشم گفتم شاكيم از دستت الانم هم همسرم با مامانش قهره هم مامانش  با همسري قهره و اوضاع قمر در عقربه نمي دونم چي مي خواد بشه

ديروز مجبور شدم يك مقاديري اضافه تر بمونم سر كار بعد هم تو اوج گرما و خستگي پا شدم رفتم كتاب خونه ولي خوب عصرش ديگه خونه بودم و به كتاب خوندن و حمام و تلويزيون گذشت . در ضمن موبايلم را هم بردم دم مغازه ببينه چه مرگشه كه در اوج ناباوري و بدشانسي گفته آي سي كارت خوانش سوخته و براي تعويضم بايد بري احمد آباد هزينه اش هم ظاهرا زياد مي شه اوففف .

همسري هم ديروز رفته بود براي روي ميز راحتي ها شيشه خريده بود چون جنس خود ميز تقريبا پارچه اي هست و شيشه نداره و تلويزيون را راه انداخته بود و قفل دست شويي را درست كرده بود ولي براي سينماي خانگي بدقولي كرده بودند و نيومده بودند . همسري هم رفته بود با مدير ساختمان در مورد روز اسباب كشي كه برق آسانسور را قطع كرده بودند صحبت كرده بود و گفته بود ما خيلي ناراحت شديم اون هم خيلي معذرت خواهي كرده بود و گفته بود من خونه نبودم همسايه ها خودشون كليد را بلدند كجاست يكيشون خودش سر خود رفته اين كارو كرده .

ما قرار بود ديدن جهيزيه نداشته باشيم خوب اصولا كار خيلي زشتيه و همسري هم خيلي بدش مي يومد ولي مامانش اصرار داشت باشه منم ديگه واقعا حوصله ايستادن و مقاومت و اينا را نداشتم گفتم بذار بيان ببينن راحت شيم اگه درست بشه شايد بگيم 4شنبه شب هر كي مي خواد بياد يعني همين هفته خيلي نزديكه نه ؟ براي همين از قهر همسري و مامانش مي ترسم و نگرانم يك هو نياد بقيه بفهمن يا مامانم اينا در جريان قرار بگيرن و ....