واي ديروز چه گرد و خاكي بود چه قدر يك دفعه اي هوا سرد شد چه اتفاقي افتاد آيا ؟

ديروز صبح همسري ديرتر رفت سركار اول يك مقادير پول گرفت كه براي خرجاي اين مدت توي دستمون باشه بعد پيش پرداخت فيلم برداري را داده بود و قطعيش كرده بود . ظهر هم خونه ما مهمون بود كه مامان سبزي پلو با ماهي پخته بود خورديم و مي خواستيم كمي استراحت كنيم ولي موبايل زنگ نزد و خيلي دير بيدار شديم . تند تند حاضر شديم رفتيم اول داديم اون عكسمون را زدن برامون روي بوم بعد رفتيم رستوران يك مقادير ديگه پيش پرداخت داديم و قطعيش كرديم . بهدش رفتيم سراغ كارت عروسي اونم سفارش داديم . يك كارت خوشجل رنگي رنگي انتخاب نموديم مي خواستم ازش عكس بگيرم ولي نمونه مغازه قيمت داشت جالب نبود حالا مال خودمون كه آماده شد عكسشو مي ذارم . قيمت كارت ها از 130 تومن بود تا گمونم 2000 تومن كه البته اكثريت ديگه تا 500 بود خيلي كم گرون تر بود ولي خوب ممكنه مثلا هزينه يك كارت 130 تومني گرون تر از يك كارت 230 تومني در بياد ها . چرا ؟ چون شايد مدلش جوي باشه كه احتياج به چاپ اسم روي كارت روي پاكت و يا .... بشه . دلم مي خواست شعر توي كارت شعر براي زيستن دو قلب لازم است از شاملو باشه ولي بعد حس كردم طولانيه و براي همه مفهوم نيست از بين شعراش يكي مال حافظ را انتخاب نمودم كه الانم يادم نيست :دي . شادمان از نتيجه عملمون نشستيم كنار خيابون فرني خورديم ولي چسبيدها : دي ديگه بعدش رفتيم سراغ تعمير موبايل من و متوجه شديم اي سيش نسوخته بلكه مموريش مشكل پيدا كرده و بنابراين عكساي جهيزيه پريد مموري جديد نخريدم فهلا روي همين حافظه گوشي عكس مي گيرم بعد مموري براش مي اندازم . خلاصه اين چند روز خوب اگه مشكلي پيش نياد يك سري به خونه مي زنيم و دوباره براتون عكس مي گيرم و مي يارم .

بعدشم با همسري رفتيم كافه قنادي رز توي برج تعريفشو زياد شنيده بودم محيطش قشنگ بود صندلي هاي چوبي بك عالمه قاب عكس كلاسيك قديمي يك عالمه قوري و فنجون هاي گل دار قديمي خيلي باحال بود ولي به نظرم كيكش خيلي معمولي بود يعني من كيكاي عمونوروز را ترجيح مي دم تازش گرون هم بود دو تا فنجون قهوه و يك برش كيك شد 12 هزارتومن .

نمايندگي بد قول سينماي خانگي ديشبم نيومد و همسري مي گه شايد خودم وصلش كنم ولي من هي مي گم ول كن . در ضمن يكي از فاميلاي دور پدريش فوت كرده و امروز مي رن مراسم اطراف اصفهانه اول گفتم منم مي يام ولي الان انگار حسش نيست .

قهر همسري و مامانشم همچنان ادامه داره يعني شديد از دست مامان پر رو و پرتوقعش كفري ام ها اگه سر خونه زندگي خودمون بوديم نشونش مي دادم ولي حيف الان تن و بدن خودمه كه داره مي لرزه .