انسان ، شير ، خرس ، مار ، ميمون
ديروز بعد از كار ، سر راه با مامان قرار گذاشتم و رفتيم دنبال خريد . راستش مامان مي خواست براي بعدا كه مي ياد جا خاليم برام طلا بياره و من را همراه خودش برد كه انتخاب كنم . يك پلاك قلب طلا سفيد همسري برام خريده بود كه شديد عاشقشم عكسشم براتون گذاشتم خلاصه مامان يك جفت گوشوارشو براي جا خليم خريد و يك انگشترش هم براي شب يلدا كه نيم ستم كامل بشه . روي هم شد 470 تومن خيلي خيلي شرمنده شدم و ناراحت اصلا دلم نمي خواد مامان اينا اين قدر زياد برام هزينه كنند اين قدر خارج عرف دلم مي خواد يك جور جبران كنم . يعني همش فكرم از ديشب مشغوله .
شام خونه مامان اينا كوكو خوردم همسري هم خونه خودمون كتلت خورد و بعد اومد پيشم اونجا . بابا نوبت دندون پزشكي داشت و نبودش زنگ زد نذارين پپر بره تا منم بيام ببينمش ولي خوب عجله داشتيم و نشد . خيلي دلم سوخت .
من و همسري رفتيم دنبال نانا و شوهرش كه دوستاي اينجانب هستند تا با همديگه بريم سيرك . دوسشون دارم بچه هاي خوبين . رفتيبم سيرك پرشين توي باغ جوان . خيلي خنديدم به بي برنامگي به خودمون به اتفاقاتي كه مي افتاد . سانس 9 تا 11 مي خواستيم بريم 9:15 هنوز در باز نبود مرده برگشته به شوهر نانا مي گه حالا يك ربع دير مي ريم داخل از اون ور يك ربع بيشتر نگهمون مي دارن ؟ امينم برگشت گفت حالا خيلي هم چيز مهمي نيست ها ! مرده مي گه ا جدي ؟! شما بازم اومدين ؟ امينم گفت اره بابا ما يك هفته است هر شب سانس 7 تا 9 مي اييم حالا اين هفته چينج كرديم رو سانس 9تا 11 :دي
سيركش شاد بود شبيه جنگ شادي پر اهنگ و موسيقي بلند و اين برنامه ها . يك سري برنامه تك چرخ سواري ، بندبازي و حركات تعادلي روي قرقره ها و از اين پرتاب اجسام داشت . يكي از اين آدما كه روي شيشه و ميخ و اينا مي خوابن . يك سري شير داشت كه روي ميزها مي پريدن ، از تو حلقه اتيش رد مي شدن ، با مربيشون دعوا مي كردن مي بوسيدنش و ... يك خرس كه با مربيش كشتي مي گرفت ، ميمون كارهاي ژيمناستك بازي مي كرد كه البته نمايش ميمونش خيلي بي مزه و ساده بود . يك مار بزرگ هم توي جمعيت گردوندن . يك برنامه شلاق بازي هم بود كه با شلاق مثلا مي زد شعله سيگار را خاموش مي كرد و ... اين قسمت را خيلي خوشم اومد .
كلا خيلي خوش گذشت شاد بوديم و تا اوميدم برسيم خونه و بخوابيم ، ساعت 1 بود .
پ . ن : يك مقاديري فكرم درگير جبران كار مامان ايناست . و يك مقاديري سردرگم شرايط مالي خونه . راستش كارمند بودن توي تفكيك درآمد يا عدم تفكيكش كار آدم را سخت مي كنه . اينكه از يك طرف دلتون بخواد من و تويي نباشه از يك طرف دلتون نخواد حقوقتون كامل توي خونه باشه و دوست داريد يك چيز شخصي باشه و ...