ديروز از راه رفتم خونه مامان اينا ، طبق معمول دو هفته قبل نوبت دندون پزشكي داشتم هفته اول عصب كشي هفته دوم پركردنش اين هفته هم قالب گيري براي روكش بود . با اجازتون عمليات قالب گيري انجام شد و تا روكش آماده شه براي من يك روكش موقت فلزي گذاشتن به رنگ زيباي نقره و وقتي مي خندم دهانم ان چنان برق زيبايي مي زنه كه نگو عينهو دزداي دريايي :دي  همونجا هم شام خورشت كرفس خوردم رفتم دندون پزشكي و تا برگشتم همسري هم اومد .  فالوده خريده بود و عكس هاي عروسي را هم گرفته بود كه البته يك مشكلي داشت . ما تصميمون بر اين بود كه يك البوم داشته باشيم از عكس عقد شروع و به عكس عروسيمون ختم شه و بنابراين داده بوديم البوممون را درست كرده بودن تا حجيم تر باشه و تعداد عكس مورد نظر ما توش جا بشه . اين آلبوم عكساش همه 20 در 25 بود حالا عكساي عروسي را 20 در 30 چاپ كرده!و ما نمي دونيم چي كار كنيم . عكس ها خوب شده فقط عكساي نزديك يعني تمام چهره جفتي نداريم كه دلم سوخت يعني اگه بود بهتر بود ولي در كل خوبه عكس ها . تا همسري اومد همزمان دختر دايي هام هم با جانان جونم اومدن پايين و كلي حرف زديم و خنديديم و ذوق جانان خانمي را كرديم كه بچم چه قدر زرنگه ما شا ا...  طفلك بچه من كه قراره بعدن به دنيا بياد اگه اين قدر زرنگ و باهوش نباشه همه يادشون مي ياد جانان چند ماهگي سينه خيز رفت نشست و ... . خلاصه اونا رفتن و مامان براي همسري هم شام اورد و فالوده خورديم و تا بلند شيم 11 بود . در ضمن يك بسته نون فانتزي براي صبحانه و دو تا بسته كيسه زباله هم بهمون دادند . خونه كه رسيديم اعلام نمودم واي فردا 3شنبه است باشگاه دارم حموم نرفته هم نمي شه رفت پس باشگاه تعطيل ولي همسري به زور كردم توي حموم و فرمودن تنبلي تعطيل .

در راستاي شستن اون لباس هاي زير با توجه به جمع بندي ها به نتيجه رسيدم بهترين كار اينه با دست شسته بشن تا ميكروب ها كشته مشته شن ولي براي تميزي بيشتر لباس هاي زير تميز را توي ماشين بندازم . از همتون ممنون .

كابل موبايل و كارتم هيچ كدوم پيدا نشدن ناراحتم نمي دونم كجا انداختمشون چي شدن ؟!!!

پ . ن 1 : يك دوستي داشتم به اسم فرنگ و اين فرنگ يك باباي خيلي جالب انگيزي داشت كه خيلي سفر كرده بود خيلي كتاب خونده بود و از نزديك با بيشتر فرهنگ هاي دنيا آشنايي داشت . اون مي گفتش به نظرم ادواج بايد مثل يك قرارداد مي موند كه 5 ساله است و اگه دلت خواست بعد از 5 سال تمديدش كني براي 5 سال بعد . اون وقت دلمون مي لرزيد اون وقت اين قدر رفتارامون تغيير نمي كرد مي ترسيديم بيشتر مواظب بوديم . يك جورايي يك حقيتي تو اين حرف هست اينكه اون قدر كه قبل از ازدواج ملاحظه هم را مي كنيم بعدش نيست دلم مي خواد نگاه كنم حالا كه اول راهم به خودم به رفتارم به همسرم و ببينيم چه كارهاي محبت آميزي مي كنم يا مي كردم يا مي كرديم و تو يادم باشه تو يادش باشه كه اينا را قطع نكنيم .

پ ن 2 : مامانم هميشه پلو هويج را با ماش مي پخت حالا ديدم تو مطبخ رويا بدون ماش پخته . بدون ماش بد نمي شه زيادي خالي نيست ؟ در ضمن اينكه من از گوشت چرخ كرده پخش توي غذا بدم مي ياد و گوشت هاش را قل قلي خواهم نمود .