4شنبه اولش گلودرد اذيتم مي كرد ولي هي حالم بد شد هي بد شد سرماخوردگي شديد ، آبريزش ناجور سر كار ، بدن درد ، چشمام باز نمي شد ، تب بالا و كار هم شديدا زياد ، ديگه هم چون اومده بودم و وسط كار بودم روم نمي شد برم و اون همه كار نصفه رو بدم دست كس ديگه . به حدي مريض بودم كه اون همكار قرص مي يورد اون يكي دستمال بهم مي داد اقاي رئيس چاي عسل برام درست مي كرد مامان طفلي هم زنگ زد نرو خونتون بيا اينجا ولي دلم مي خواست برم خونه خلاصه سام سام اومد دم در اداره و يك ظرف بزرگ از سوپي كه مامان برام پخته بود بهم داد و رفتم خونه . بارون 4شنبه هم شديد بود همسري طفلك هم توي اون بارون رفت برام قرص خريد و خيلي خيلي 4شنبه حواسش بهم بود . همه ظرف هاي مهموني 3شنبه را جمع و جور كرد . ميوه برام اورد چايي درست كرد قرص داد بهم شامم را گرم كرد ماساژم داد و كلا 4شنبه در خدمت اين جانب بود 5شنبه صبح هم با ماشين بردم خونه مامان اينا كه تا ظهر بيهوش بودم ولي ظهر كه بيدار شدم به مدد استراحت صبح و شب قبلش خيلي حالم بهتر بود . خلاصه پا شدم رفتم حساب مسكن باز كردم و بعدشم يك سر كتابخونه و ديگه دوباره برگشتم خونه . عصرش هم همسري زنگ زده بود اومده بودن از نمايندگي ماشين ظرف شويي را نصب كرده بودند و بعدش اومد خونه ما يك ذره نشست تا من حاضر شدم و رفتيم به سوي خونه عموي من كه مهمونمون كرده بود قبلش هم البته عكساي عروسي را تحويل گرفتيم . اونجا هم خوب بود خوش گذشت خيلي حرف زديم و خنديديم . زن عموم اشپزيش زياد خوب نيست ولي در نوع خودش خيلي پيشرفت كرده بود شام كباب و جوجه و ماهي و فسنجون و سوپ و ژله هاي شيك و پيك بود آخر شب هم برگشتيم خونه خودمون و البته بگم باز مامان منو دست خالي نفرستاد و يك جعبه بزرگ خرما بهم دادن .

جمعه صبح باز بيشتر استراحت كردم و كتاب خوندم و البته همسري هم پا به پام استراحت نمود ناهار هم بقيه غذاهاي مهموني را خورديم ديگه عصرش هم مامان همسري زنگ زد بريم اونجا و خوب اين پروسه مهربونيش همچنان ادامه داره برام شلغم پخته بود پرتقال و ليمو شيرين آورد شام كوفته شويد باقالي با سوپش درست كرده بود و يك قابلمه هم داد بيارم براي امشبمون و يك بسته پر هم سبزي خوردن داد .

الان هنوز كمي مريضم ولي خوب خيلي بهترم فقط يك ذره از مريضي مونده . حالا كه ماشين ظرف شوييمون راه افتاده دوستاي خوبم سوال راستش توي خونه مامان اينا ماشين ظرف شويي نبود و من كم تجربه ام . از اين روميزي ها هم دارم . شما فقط براي مهموني ازش استفاده مي كنيد يا در مواقع عادي هم به راهه ؟ چند روز يك بار يعني روشن مي شه ؟ اون وقت اقاهه گفت قرصاش بسته اي 40 تومنه گرون نيست يعني من هر بار يك قرص بندازم ؟ از چه قرصي استفاده مي نماييد ؟

پ. ن : در مورد اون قوري قهوه جوش هم رفتيم دم يكي دو تا مغازه قوري چاي ساز كه داشتند مشكل مال قهوه جوش بود :دي خدمات پس از فروش هم گفتند براي وسايل كوچيك معني نداره . يكيشون گفت من قوري قهوه جوشم داشتم تمام كردم شايد تا اخر هفته بيارم و يكي گفته شايد تو كوچه يخچال گير بياريد حالا فعلا تا آخر هفته صبر مي كنيم . اون قهوه جوشمون هم كه از اون قهوه جوش پيشرفته هاست كه بايد بهش بگي چه مدلي براتون درست كنه و به درد ما كه ليواناي بزرگ اونم نسكافه مي خوريم نمي خوره .