برف كوچولوي بي آزار
ديشب اصفهان برف اومده البته خيلي كم اون قدر كه روي چمنها و ماشين ها برف نشسته ولي روي زمين ها خبري نيست . البته بهترين نوع برف از نظر من همينه من واقعا برف اومدن برام عين كابوسه چون نمي تونم روي برف راه برم بلد نيستم مي ترسم خفن هم مي ترسم ها يعني تاتي تاتي راه مي رم نافرم
4شنبه اداره بيشترش به جلسه گذشت و البته بحث هاي جلسه هم جوالب انگيز بود آقاي همسر باز دير مي يومد خونه و من چون خيلي كدبانو شده بودم هم واسه اون شبمون ماكاروني درست نمودم هم براي غذاي فردا مرغ درست كردم . بچه ها اگه حس كنم ماكاروني يك مقاديري مزه ربش مشخصه مشكلم از كجا بوده ؟ تفتش هم زياد دادم راستياتش ، ولي مرغمون اين بار عالي بود .
5شنبه صبح هم زود رفتم دنبال كاراي پزشكيم و كتابخونه و بعد هم خونه مامان اينا بودم خيلي خوش گذشت همسري كه بابت يك هفته مريضي و اينا عذاب وجدان داشت مرتب زنگ مي زد برنامت براي عصر چيه شام بريم بيرون پارك بريم .... ولي راستياتش من اصلا حس بيرون رفتن نداشتم چون صبح كامل بيرون بودم ديگه سعي كردم همسري را منصرفش كنم و خلاصه فقط بدين راضي شد كه يك سر بريم براي قوري قهوه جوش كه ناموفق بوديم حالا ببينيم اين هفته چي مي شه ! بعد هم اومديم خونه شام خورديم و دو سري لباس شستيم قفسه ها را تميز كرديم جارو گردگيري و كلا خونمون دسته گل شد . در ضمن پختن برنج را به همسري ياد دادم يعني كنار دستش ايستادم اون درست كرد و من هي مي گفتم چه كار كن چه كار نكن الان در كمال اعتماد به نفس مي گه واقعا برنج پختن راحته و ديگه خودم استاد شدم :دي
جمعه صبح زود هم همسري رفت عدسي با نون تازه گرفت خورديم . ديگه نزديكاي ظهر بهش پيش نهاد دادم من زودتر برم خونه مامانم اينا و اون شب با مامان و داداشش بياد اونم گفت نه زشته صبر كن با هم مي ريم منم ناراحت شدم اونم گفت ناراحتي گفتم نه ولي تابلو بود ناراحتم گفت بيا بريم بيرون گفتم حال ندارم بعد ديگه اين نهايت تلاشش بود و ول كرد رفت خوابيد منم محل ندادم بعد رفت بنزين زد رفت بيرون من باز محل ندادم ديگه زنگ زد هوا خوبه دم درم بيا بريم پارك بي خيال شدم رفتم بعد هي گله كرد كه چرا اينو كردي و اينو گفتي و منم اصلا محل ندادم گفتم وقتي ناراحت بودم بايد هر طور بود از دلم در مي اوردي و اين يعني دوستم نداري خلاصه چندبار عذرخواهي كرد منم راضي نشدم رفتيم خونه اونجا باز هي عذرخواهي كرد قبول نكردم ولي بعد كه هي گفت نگو اين جور نگو تو همه دنياي مني بي انصاف نباش هر چي مي خواي بگو وليب اين قدر راحت نگو دوست ندارم و ديدم چشماش اشكي بود و مي گفت اذيتم نكن كوتاه بيا بي خيال شدم بخشيدمش ولي راستش را بگم دلم صاف نيست مي دونه معيار دوست داشتن از نظر من يعني اين كه وقتي طرف ناراحته به هر نحوي هست از دلش دربياري حتي اگه هزار بار منت كشي بخواد ولي اين كار رو نمي كنه .
خلاصه ديگه هرچي گفت بيا برو حسشو نداشتم ناهار هم نيمرو خورديم و عصر آماده شديم رفتيم دنبال مامانش اينا ورفتيم خونه مامان بزرگم ديدن زن دايي گرام همه جمع بودند برن برقص بود و حسابي شنگول بودن خانوادگي . زن دايي مذكور هم همچنان خوشكل و خوش تيپ و ناز يك عكس هم از عروسيشون آورده بودند كه خوب عروس خانم خيلي شيك و ناز شده بود يك ارايش خيلي خيلي ساده در حد مهموني با موهاي ساده ساده ولي يك لباس مجلل خيلي خوشگل . كلا خيلي شيك بود . دايي بيچاره رو هم فشن كرده بودند بامزه شده بود . خانمش هم دختر اروم و كم حرفيه ولي خواستنيه و اگه خودتون سر صحبت را باهاش باز كنيد خيلي خودموني و گرم صحبت را پيش مي بره . در بين اين مهموني هم عنصر هيجان انگيز پرستار مامان بزرگم بود يك تخته اش كمه اگر بدونيد تمام مدت وسط بود كل مي كشيد جيغ و داد مي كرد هي به مردا گير مي داد باهاش برقصن مزحكه اي بود ها با چه ادا اطواري مي رقصيد ..... بعد بزن برقص هم رفتيم سمت رستوران . هي مادرشوهر گرام و برادرشوهر هم مي فرمودن واي چه داييت خوش تيپه به سنش نمي ياد واي چه خاكي هست اصلا بهش نمي ياد پروفسوري به اين كار درستي باشه و از اين حرفا .... ولي نكته جالب ديگه دوباره اين شباهت يابي عجيب غريب خانواده همسري بود كه مي گفتن داييت و زن داييت خيلي شكل همن انگار اصلا خواهر برادرن در اين حد . حالا داشته باشيد دايي من از اين مرداي خيلي قد بلند چهارشونه سبزه تيره موهاي خيلي مشكي لخت چشم و ابرو مشكي خانمش از اين خانمي خيلي ريزه ميزه سفيد سفيد چشماي سبز موهاي بور فرفري كه البته لختش كرده بود ولي خوب!!!! شام هم خوب بود و بعد شام ما برگشتيم خونمون ديگه با بقيه نرفتيم خونه مامان بزرگم چون هم يك مقاديري سرم درد مي كرد هم گفتم مادرشوهر اينا معذب مي شن . اونا هم آخه انگار تا 1 و 2 برنامه داشتن . در ضمن خانم هاويشان هم براي اولين دندون جانان جوني شيريني داده بود . واي بچه اين قدر خوش تيپ بود ديشب دامن چين چيني بنفش با جوراب شلواري صورتي آل اتار صورتي و كلاه پشم پشمي بنفش صورتي . فسقلي پالتو و شال گردن هم داشت .
پ . ن : واسه تيم واليبال كلي تبريكات