ديروز شونه ام به صورت فوق العاده شديدي درد گرفت يك دفعه اي ها . انگار گرفت فوق العاده اذيت شدم اصلا امكان حركت نداشتم امروزم درد مي كنه ولي نه به شدت ديروز . خيلي نافرمه ولي

ديروز دعوت بوديم خونه مامان اينا . من و همسري و دايي و خانمش . من از راه اداره رفتم و سر راه هم از عمو نوروز يك چيزكيك ساده خريدم چون 5شنبه تولد بابا بود و نمي دونستيم و گفتم حالا حداقل يك كيك بخرم هوا هم خيلي سرد بود دستام يخ كرد اساسي . ديگه تا رسيدم خونه كلي مامان اينا ماساژ  و مسكن و ... تا كمي درد كمر و شونه ام بهتر شد . بچه هاي اون دايي هم اومدن خونمون و دورهم بوديم و گفتيم و خنديديم و شب خوبي بود در كل . خوش گذشت . برگشتنه هم يك پلاستيك پر سيب و پرتقال از مامان اينا گرفتم . خيلي هم دير برگشتيم خونه و خوابيديم . خبر ديگه اي هم نبود كل ديروزمون به مهموني و خنده گذشت شكر خدا . عصرش دايي و خانمش با هم رفته بودن اصفهان گردي و خانمش توي بازار داده بود يك آقايي روي ناخنش مينياتور كشيده بود خيلي شيك و جالب بود همه خوششون اومده بود .

دايي اينا يك تكه هايي از فيلم عروسيشون كه توسط خود مهمونا گرفته شده بود دنبالشون بود يك چيزش خيلي جالب بود . بعد از تموم شدن عروسي توي عروس كشون رفته بودن كنار دريا . عروسي شمال اينش جالبه ها اين قدر بامزه بود عروس و داماد و مهمونا همه كنار دريا مي زدند و مي رقصيدن حال و هواي بامزه اي داشت . سفره عقد و كلا دكوراسيون عروسي هم طلايي و بژ بود . دسته گل عروس خانم رز سفيد بود كه سرش صورتيه دوست ندارم خيلي تكراريه به نظرم . حلقه اش خيلي قشنگنه يعني از اون مدلايي هست كه من خودم خيلي دوست دارم با سليقه من جوره براي خودم هم همش از اين مدلا نگا مي كردم . سرويسش هم خيلي  زيبا بود .

ديروز همسري با فيلم بردارمون صحبت كرده بود و قرار بود اگه كاري نداشت زنگ بزنه تا همسري بره يك سري عكس بود بهش بده و همچنين قرار بود يك پولي هم به مامانش بده و ديگه شام هم كه خونه ما دعوت بود و در ضمن امكان نداره همسري تحت هيچ عنواني از خير حمام و سشوارش بگذره و حمامش هم طولانيه . اون وقت 6 بهش زنگ زدم خواب بوده با زنگ من بيدار شده يعني حرص خوردم از دستش . وقتي مهموني رسمي نيست يك مهموني ساده جايي دعوتيد كه غريبه نيستيد كه دير بريد ، نيم ساعت تا 45 دقيقه تو راهيد حمام و سشوارتون يك ساعت طول مي كشه بايد يك سر پيش مامانتون بريد و تازه ممكنه وسط مهموني پاشيد بريد جايي و برگرديد جدا تا 6 مي خوابيد ؟!!!! اونم زمستون كه هوا تاريك مي شه زود ؟ البته مسخره بازي درآورد و خندوندم و بي خيال شدم چيزي نگفتم ولي 12 شب رفته دم خونه مامانش كه پول را بده چون قبلش اين قدر خوابيده بود و لفت داده بود كه ديگه نرسيده بود بره خونه مامانش و از شانسش فيلم برداره هم زنگ نزد .

پ. ن : مامان زن داييم امروز عمل داره عملش هم خيلي سخته براش دعا كنيد لطفا . ممنونم