روز بد بي برنامه
خوب از اونجايي كه جناب آقاي همسر با تنبل بازي برنامه هاي شنبه را عقب انداخته بود قرار بود ديروز هم بريم سي دي را بديم به فيلم بردارمون هم مانتيور را ببريم براي تعمير و اگه شد براي صفحه هاي آلبوم و قوري قهوه جوش هم بريم .... بنده وقتي رسيدم خونه با وجود اينكه شونه ام هنوز درد مي كرد چايي درست كردم ميوه پوست كندم قاچ كردم تا همسري رسيد و گفت سرم درد مي كنه و اصلا انگار نه انگار رفت خوابيد نه چايي خورد نه ميوه نه به روي خودش آورد كار داريم فقط 7:30 كه قرار داشت با فيلم بردار بلند شد رفت سي دي را داد و اومد و خوب بحثمون شد بهش گفتم دوست داري عين تو باشم تا انگشتم درد گرفت فقط بگيرم بخوابم و همه برنامه ها را به هم بريزم ... ديگه حرفاتو براي مريضي باور ندارم چون يك سوزن بره تو دستت مي خواي ده روز بخوابي اصلا حاضر نيستي به خاطر بقيه و برنامه هاشون و احساساتشون يك اپسيلون سختي به خودت بدي خستم كردي ... آخرشم منو بوسيد و گفت ببخشيد عزيزم من سعي مي كنم كمتر خودمحور باشم تو هم سعي كن به من اجازه انتخاب بدي از اين حرفا ......... خلاصه برنامه هاي ديشب را هم كنسل كرد دوباره .... خوشحالم كه سعي مي كنه كوتاه بياد سعي مي كنه راضيم كنه ولي تو عمل چشمم آب نمي خوره يعني رفتاراش يك جوريه كه اشتياق محبت كردن را ازتون مي گيره مثلا ممكنه با همه خستگي و مريضي پاشيد براش شام بپزيد بعد خيلي راحت مي ياد مي گه ظهر هم همينو خوردم نمي خوام اعتراض نمي كنه ها ولي پذيرا هم نيست .... يا با يك ذره خستگي و سردرد جزئي خيلي راحت به خودش اجازه مي ده برنامه ها را به هم بزنه ....
خوب نمي خوام فقط انتقاد كنم تو خيلي از موردها قوي تر از منه اگه من هزاربار هم اين مدلي رفتار كنم برنامه هاشو الكي به هم بريزم با كوچيك ترين سردردي دست به سياه سفيد نزنم باز هم و باز هم نازمو مي كشه و گلايه اي نمي كنه ... تو اوج دعوا منو مي بوسه و خيلي راحت برميگرده تو خط منطق حق را به من مي ده كوتاه مي ياد كاري كه من عمرا نمي كنم ولي خوب من متوجه اين برتري ها هستم اون نه اون هم فقط متوجه برتري هاي خودش هست
در ضمن گفته بودم كه سه ماه اول همسري چيزي از حقوقش نمي مونه و من خرج را تقبل كردم و همون طور كه گفتم يك سري جر و بحث هم داشتم سر نحوه خرج پول باهاش حالا ديگه حقوقش آزاد شده ، آزاد شده كه يعني 300 تومن از قسطاش تموم شد و 300 تومن از حقوقشو داره و عزمش جزمه كه همه خرج ها را خودش بده خوب البته من با اين شيوه موافقم كه خرج خونه را اون بده و حقوق من براي كاراي متفرقه بمونه يا پس انداز ولي مسلما راضي نيستم همه خرج ها با اون باشه و اين همه فشار بهش وارد شه و تو تنگنا قرار بگيره و آخر ماه چيزي تو جيبش نباشه ... ديروز گفتم بقيه پول فيلم بردار را خودم مي دم گفت نه ! اين يعني چي يعني داره به خودش فشار مي ياره و يك جورايي حرفي زدم كه بهش برخورده .... نمي دونم چطور از دلش مي شه درآورد ....
صبح هم همسر گرام كليدشون را جا گذاشتند منم برنامم اين بود عصر برم كتابخونه كه اگه برم همسري نيم ساعتي مي مونه پشت در احتمالا عصر يك ساعت مرخصي بگيرم زودتر برم كه هم به كتابخونه برسم هم اون طفلي پشت در نمونه . فردا هم مرخصي ام و نمي يام سر كار .
پ. ن : بچه ها اصفهان جايي را سراغ داريد كه عكس رو روي پازل بزنند ؟