شوماخرهاي شهر ما
چند وقت پيش يه كتاب خوندم كه توش شخصيت هاي كتاب مي رفتن ماشين سواري و شوخي شوخي مي زدن آينه بغل ماشين هاي ديگه را مي پكوندن ! خلاصه از اون روز اين قضيه تو ذهنم نهادينه شد و هر وقت با همسر گرام سوار ماشين مي شدم يه جور ترس و دلهره داشتم و حتي چشمامو مي بستم مبادا بزنه اينه بغل ماشين كناري را بكنه و البته كه همسر عزيزم خيلي خيلي تند رانندگي مي كنه و سبقتم زياد مي گيره و البته هر بار بهم تذكر مي داد كي چنين اتفاقي افتاده كه الان بار دومش باشه تا چندي پيش كه رفتم كتابخونه و برگشتنه سوار ماشين كه بودم راننده زد بومببببببببببب اينه ماشين كناري را پروند و ديگه كابوسم به حقيقت پيوست و از هولش در اومدم . اگه واقعا قراره اين قدر چيزايي كه بهش فكر مي كنيم زود جذبمون بشن چه خوب كه هميشه روياهاي شيرين داشته باشيم !
ديروز همسر گرام تماس گرفتن و فرمودن مادر محترمشون زنگ زدن و گفتن ساعت 6 مي ياي اينجا قراره بيان سراغ كابينت هامون و خوب همسري 5 مي رسه خونه و 6 اونجا باش يعني 5:30 راه بيفت و از اون طرف مي دونستم تا قبل از ده برنمي گرده و ده هم كه بياد خونه مي خواد بفرماييد شام ببينه تا 11 ( ياد شير كوچولو مي افتم كه مي گفت معلومه همسريت طرفدار اساسي اين برنامه است :دي ) و بعد هم بخوابه . چيزي نگفتم بماند كه چه قدر خودم ناراحت بودم و حرص خوردم . ديگه منم ديدم اين طوريه از راه اداره رفتم كتاب خونه و بعدشم تا رسيدم خونه يك ذره جمع و جور و ديگه فقط كتاب خوندم و البته فيلم عروسيمون را هم يه بار ديگه ديدم . شام هم چيز خاصي درست نكردم هنوز يه مقاديري از برنج ها تو يخچال بود به علاوه اولويه و يك نودل هم زودي گذاشتم كنارش . اجالتا همسري قول داده دوتا دوشنبه ي بعدي را اصلن نره خونه والده ي محترمش !
ديشبم زنگ زدم مامان و دايي اينا را براي جمعه دعوت كردم . خيلي ذهنم درگيره برنامه ريزي هاي اين چند روزمه . عجب مشغله هايي داره متاهلي ها !
پ. ن 1 : در روزنامه امروز خوندم كه تصويب شده مراكز همسريابي توسط دولت تشكيل بشه حالا اون قدر دقيق نخوندم ولي ظاهرا يك فرم مشخصات پر مي كني و بعد از توي سايت طبق مشخصاتتون مي تونيد دنبال گزينه اي مطابق با خواسته هاتون بگرديد خود اين طرح به نظرم چيز بدي نيست خوب اتفاقا اينم يه راهه براي اينكه جوونا سر راه هم قرار بگيرن ولي دليلش خيلي مسخره بود . دليلش بود كاهش دادن ازدواج هاي اينترنتي . اون وقت من نمي فهمم مشكل ازدواج اينترنتي چيه خوب ؟! اين مركز هم همون كار را مي كنه ديگه بالاخره دو نفر يه جايي اشنا مي شن بعد صحبت منطقي بعد تصميم ازدواج حالا اگه اونجا اينترنت باشه مگه مشكلش چيه !!!!
پ . ن 2 : ديگه اينكه ديدم توي روزنامه كلي غصه خورده بودن كه سفال از زندگي مردم حذف شده و چرا نيست از اين صحبت ها . حالا مي خوام براي اينكه غصه نخورن برم خودمو معرفي كنم كه كل سرويس عشقولانه دو نفريمونو سفال خريديم و فقط تو سفال غذا مي خوريم بگذريم كه يك گلدون سفال بزرگ هم خريدم . تازش مامان اينا هم يك سرويس غذا خوري سفال خريدن . بهشونم بگم غصه نخورين حالا عذاخوريش نه خيلي ها را تازگيا ديدم كه حداقل سرويس صبحانه خوريشونو سفال بر مي دارن . اگه گذارتون به لاله جين ، ميبد ، همدان يا شهرضا افتاد بد نيست شما هم يه نگاهي به قضيه بكنيدها سرويس هاي غذاخوريش قشنگه و در ضمن اين خيلي جالبه يه ست دو نفره مخصوص خودتون و همسرتون داشته باشيد البته دو نفره غذاخوريش يك چيز تو مايه هاي 150 را در مي ياد ( يه جوري قيمتشم خوب باعث مي شه اين قدر كم باشه توي خونه ها ! فكر كنيد اون وقت سرويس 12 نفرش قيمتش مي ره بالاي يك تومن . خوب مردمم ترجيح مي دهند چيني را بخرن) ولي اگه نخواهيد اون قدر هزينه كنيد مي شه به ست صبحانه خوريش (فنجون - ليوان – قندون – سيني – كره خوري – پنير خوري – كاسه مربا – سيني و قوري ) فكر كردها ! بد نمي شه .
پ. ن 3 : بازم از روزنامه و نرخ فروش حيوونا توي مولوي تهران براي من جالب بود گفتم شايد براي شما هم جالب باشه . قيمت طوطي از 100 تومن تا 3 ميليون . طاووس 600 تا 750 هزار- گربه از 60 هزار تا 600 هزار – همستر دونه اي 10 تا 13 تومن- سنجاب 60 تا 70 هزار تومن – قرقاول دانه اي 150 هزار- توله شير 8 تا 9 ميليون – تمساح 3 تا 5 ميليون – كبوتر 4 تا 40 هزار تومن