چكاپ مي شويم
دوشنبه بايد مي رفتمن طب صنعتي و چكاپ ساليانه مي شدم و چون بايد صبح زود راهي كارخانه مي شدم و مسير سرويس را هم از خونه مامان اينا بلد بودم فقط يك شنبه نيودم خونه خودمون از راه مستقيم رفتم خونه مامان اينا كه خيلي هم خوب بود و خوش گذشت يك عالمه حرف زديم يك سر رفتيم خونه داييم اينا يك مقاديري اونجا نشستيم و گفتمان داشتيم بعد هم من و مامان رفتيم بيرون و من براي عيدمون دوكيلو آجيل خريداري نمودم . بعد هم اومديم خونه و عمليات مخلوط كردن آجيل ها !
دوشنبه صبح زود رفتم طب صنعتي كه اونجا دوستم مرخصي بود اما از قبل كاراي منو راه انداخته بود كه نفر اول باشم و بنابرين سريع كارم انجام شد فقط گفت چون متاهل شدي بايد يك دكتر زنان هم بري و يك دو خط برامون بنويسه كه منم زنگ زدم همون خانم حكمتيان و براي يك شنبه آينده وقت گرفتم . ساعت 8 و نيم كارم تموم بود بايد تا 12و نيم صبر مي كردم بعد با سرويس مي رفتم سر كار و تا 4 مي موندم هرچند تاييد كاركرد اون روز به سر كار رفتن احتياجي نداشت اما از شانسم اون روز همسري از سرويس جا مونده بود و با ماشين رفته بود سر كار و در نتيجه مرخصي ساعتي گرفت اومد دنبالم و منو رسوند خونه مامان اينا عجب بادي هم بود . خونه مامان اينا هم باز مشغول استراحت و كتاب خوندن بودم و بعد با مامان يك سر هم رفتيم بيرون و ناهار و خواب . عصر همسري از راه اداره اومد دنبالم رفتيم ميدون امام و يك جفت لاله با نقش شاه عباسي براي ميز ناهارخوريمون خريديم جفتي 80 تومن بود پارسال من پرسيده بودم جفتي 60 تومن امسال هر جا رفتم جفتي 120 و 130 بود تا يك دفعه اين مغازه همين يك جفت را داشت و 80 تومن بهمون داد. فرني هم خورديم و رفتيم خونه .
خونه من سريع مشغول اماده شام شديم سبزي پلو كه تن ماهي قاطيش باشه و بعد با همسري مشغول جمع و جور كردن و اتوكاري شديم خيلي خوب شد البته هنوز قاب و اباژورمون را نصب نكرديم . قرار هم شده اگه شد امروز شروع كنيم به تميز كردن خونه . لاله ها خيلي به خونمون اومدن
ديشب تي وي درست شد و قسمت اخر سمر را ديديم من واقعا تو بغض بودم خيلي دلم سوخيد من سمر را خيلي دوست داشتم از بلايي كه سرش اومده بود ناراحت بودم البته ايجاد اين ارتباط اشتباه بود ولي به نظرم بدترين حس دنياست كه كسي بهت بگه عاشقتم تا ابد باهاتم و بعد يك روزي تركت كنه اونم در حالي كه تو بهش اصرار مي كني بمون !