پپر به دكتر مي رود
هفته پيش كه چكاپ پزشكي رفتم دكتر يك برگه نوشتن و گفتن چون متاهل شدي بايد پيش دكتر زنان هم بري براي معاينه منم زنگ زدم دكتر و براي يك شنبه بهم وقت داد ديگه از اونجايي كه مطبش هم نزديك خونه مامان اينا بود يك شنبه خودمون را دعوت كرديم اونجا .
سر كار اوضاع آروم بود خبر خاصي نبود فقط اينكه سر كار يك نظرسنجي از همكارا كردن در مورد سايرين كه به نظرشون كدوم همكار از نظر اخلاقي همكاري و كمك كردن و .. بهتر از بقيه است و خلاصه فهميديم جز نفرات اول بوديم ( يك منبع گفت نفر دوم بودي يكي گفت چهارم ) و حس خوبي بود كه همكارات ازت راضي ان و به نظرشون خوش اخلاقي :دي از راه رفتم خونه مامان اينا كمي استراحت كردم و بعد رفتم دكتر پيش خانم حكمتيان مي رم دروازه شيراز اونجا هم معطل شدم و خلاصه چكاپ انجام شد و دكتر زير اون برگه برام نوشت همه چيز طبيعيه و مشكل خاصي نيست ولي خوب آزمايش هم فرستاد گفت ممكنه ازت بخوان ديگه همسري هم اومد اونجا پيشم و رفتيم آزمايشگاه و تمام . بعدش تصميم گرفتيم چون ديروزش تولد مامان بوده بريم از عمو نوروز كيك عصرانه بخريم بريم خونه كه گفت تا بعد از عيد پخت ندارن ما هم نون بادومي خريديم كه خيلي هم تازه و خوشمزه بود . عيدي مامان را هم كه ميز گرد بود براش برديم و نصب نموديم شام هم قيمه بود و بقيه مدت به حرف و صحبت گذشت . سام سام يك شلوار ورزشي خيلي شيك داشت كه پارسال از چين آورده بود و اندازش نبود و ديگه شد مال من هورا :دي موقع برگشت كيس كامپيوتر را هم اوردم تا آهنگايي كه دوست دارم را بردارم روي كيس قديميمون آهنگ زياد دارم . اما كيس همسري اهنگ زيادي نداره همش هم پره جاي خالي هم نداره حالا اهنگ هم بردارم كجا بريزمشون !!!!! بايد يك بار ديگه كامپيوتر را بگرده چيزايي كه نمي خواد را بريزه بره
تميز كردن سرويساي بهداشتيمون مونده تراس مونده شيشه ها مونده و تازش شايد همسري اين چند روز مجبور باشه تا دير وقت بمونه باز .