4شنبه سوري
امروز آخرين 4شنبه ساله ديرزوم كه جشن زيباي 4شنبه سوري بود . من عاشق اين جور مراسم و جشن ها هستم . ما قرار بود ديروز با يه سري دوستانمون به باغي بريم كه خيلي هاي ديگه هم دعوت بودن البته ديگه عصر تا رسيديم خونه آماده شديم و رفتيم براي خودمون كمي خوراكي موراكي خريديم چيپس قارچ و خامه خريدم دفعه اولم بود اين طعم را امتحان مي كردم اما خيلي خوشم اومد و به نظرم خوشمزه بود . ديگه بعدشم با همسري رفتيم به دوستان پيوستيم و راهي باغ شديم و كلا كه وقتي رسيديم خونه خودمون ديگه ساعت نزديك 1 بعد از نصف شب بود و خسته و هلاك خوابيديم .
ديروزمون به جشن و پايكوبي گذشت . آتيشاي بزرگ توي باغ روشن كردن گروه اركستر هم دعوت كرده بودن و تا آخر شب بزن و برقص بود يعني در كل همش رقص بود ديگه منم كلا از اين برنامه ها خوشم مي ياد قشنگه يك عالمه دختر پسر كه با هم برقصن به خصوص وقتي دور اتيش باشه دور اتيش نشستن يا رقصيدن يك حال ديگه داره شام خورديم از رو آتيش پريديم و از همين كارا باحال بود كلا