از خدا كه پنهون نيست از شما چه پنهون من 3شنبه اشتباه خيلي خيلي بزرگي توي اداره كردم مقصر صد درصد هم بودم اصلا قابل توجيه نبود كارم فقط حواس پرتي دليلش بود و بس خوب اين باعث شد يك برخودري باهام بشه و من كلا دپرس شدم نمي گم حق نداشتن خوب من اشتباهي كردم كه اصلا نبايد مي كردم ولي با همه اين وجود كه حق را صد درصد به اونا مي دم اين نمي تونه باعث بشه ناراحت نباشم و اصلا اين قدر اين ناراحتي بزرگه كه تمام مدت بغض داشتم حالم از زندگي بهم مي خوره خيلي خيلي بد اصلا روم نمي شه نگاه كنم به دور و برم بدم مي ياد . ديروز هم افتضاح بود همش تو فكرش بودم داشتم ديوونه مي شدم به همسري نگفتم چي شده ولي وقتي اومد خونه من زدم زير گريه و فقط گفتم حالم بده از همه چيز بدم مي ياد طفلي بغلم كرد كلي دلداريم داد سر به سرم گذاشت و حالم يك ذره بهتر شد بعد ديگه رفتم حمام به كمك همسري براي شام دال عدس درست كرديم و رفتيم خونه مامانش ، سوقاطي ها را تحويل داديم و يك مقاديري نشستيم و برگشتيم خونه . شام خورديم همسري نشست پاي فوتبال ولي من كه كلا حالم هنوز چندان خوب نبود و رفتم خوابيدم .
امروز صبح هم يك دفعه اي مانيتورم سوخت از دست اون كه اعصابم خورده هيچ چي تازه يك مانتيور يدكي كوچولو بهم دادن كه چشام داره كور مي شه . خسته ام چرا اين قدر بدبياري