شنبه ها سرم شلوغه خيلي كار دارم مدير بي كفايت يك كارايي كرد رو اعصابم بود اما خوب حجم كاري باعث شد زياد بهش فكر نكنم يك مقاديري هم بي خيال شدم يعني اقاي رئيس بزرگ يك پروژه تعريف كرده بعد هم گفته برنامه بدين تا كي تمومش مي كنيد بعد اقاي سرپرست هي اومده به من مي گه بايد كامل كامل انجامش بديم و زمان بره و از اين حرفا مي گم نه بابا اين فقط يك قسمتشو مي خواست خودش گفت مي گه نه ما كار را كامل انجام مي ديم زمانشم طولاني بزن منم زدم برده پيش رئيس بزرگه اونم گفته نه بابا چه خبره سريع انجامش بديد . بعد هم اقاي سرپرست اومده پيش من اصلا به روي خودش نمي ياره كه چيا گفته ها فقط مي گه زمانش را مي گن زياده بايد سريع تر انجام داد!!

ديروز رسيدم خونه سريع پريدم توي حموم و بعدشم كمي كتاب خوندم و بعدترشم با كمك همسري جونم براي شام مرغ پختيم يعني دو نفره واقعا اسون تر مي شه و زمانت نصف مي شه خيلي حال مي ده . من مرغ خورشتي ابدار دوست ندارم اما همسري عاشقشه و به خاطر اون اونجوركي پختيم خيلي هم دوست داشت بعدشم نشستيم پاي فيلم س س ، دروغ و نوار ويديو ساخته سال 1968 به كارگرداني سودنبرگ همون كارگردان فيلم هاي يارهاي اوشن . اين فيلمي كه ما ديديم اولين فيلمش بوده و البته كانديد جايزه اسكار هم مي شه و نخل جشنواره كن را هم مي بره . قشنگ هم بود . راجع به زن و مردي كه رابطشون سرد شده و آقاهه با خواهر خانمش رابطه داره . خيلي چندشم شد . چه قدر آدم ها مي تونن كثيف باشن ! چطور مي توني به همسرت يا به خواهرت خيانت كني ؟ اصلا يك جورايي برام غيرقابل تصوره . راستياتش چند وقتيه توي نت چند تا وب را مي خونم كه مال كسايي هست كه همسر دوم هستند بعد وقتي نگاه مي كني خيلي هاشون سن هاي كم تو بازه 19 تا 23 و 24 هستن و خيلي راحت با يك مرد زن دار دوست شدن و بعد هم صيغه كردن ! يعني اصلا باورم نمي شه مي گم شايد دروغ مي گن يعني امكانش هست واقعا ؟

با اينكه ديروز توي خونه بوديم و استراحت كرديم اما هنوز خسته اين چند روزم بدنم كوفته شده .

پ. ن : توي روزنامه نوشته كه توي ايران آمار جراحي زيبايي مردها بيشتر از زن هاست . خيلي باورش برام سخته !