آقاي خونه ، خانم خونه ، خريد خونه
توي اداره كلي كار ريخته سرم از اون كاراي حجيم كه بي سر و ته هم هست . ديروز با همسري قرار گذاشته بوديم بريم خونه مامان بزرگش اما رسيديم خونه زنگ زديم كه نبودند و رفته بودند دكتر كه نوبتشون هم حالا حالاها نمي شد و ديگه اونجا رفتن كنسل شد . بعد يك هويي من و همسري مونديم بي برنامه و اينكه چي كار كنيم حالا؟!!! خلاصه تصميم گرفتيم بريم دنبال خريد مريداي خونه چون خيلي هم چيز ميز احتياج داشتيم با ماشين رفتيم ولي اونجا پياده شديم و قدم زديم هوا خوب بود هرچند يك مقاديري گرفته بود . كلي هم خريد كرديم : سيب زميني ، پياز ، هويج ، خيار ، گوجه ، گرمك ، تخم مرغ ، ترشي ، زيتون ، خيارشور ، ماست... اما چه قدر گرون شدند جنس ها . بعد از خريد هم اومديم خونه مشغول مرتب كردن خريدها شديم و ديگه نشستيم پاي فيلم ، اين بار يك فيلم كره اي ديديم جزيره ساخت سال 2000 از كيم كي دوك كه همين فيلم به شهرتش رسوند . زني كه يك سري كلبه هاي شناور را براي ماهي گيري كرايه مي داد عاشق يكي از مستاجرها مي شد قشنگ بود هر چند خيلي فيلم خاص و سختي بود و البته صحنه هاي خيلي بدي داشت به خصوص خودكشي با قلاب ماهي گيريش تموم اندرون ادم را به هم مي ريخت خيلي حس بدي بود رفتار جنون اميزي هم با حيوونات داشتن !
پخت و پز هم نداشتيم ديشب ته خورشت هاي مرغ و دال عدسمون را تمام كرديم اما خوب ديگه براي امشب مجبور به اشپزي مي باشم .
امروز روز كارگر هست و همسري اينا تعطيل بودند منم بيمه ام تامين اجتماعي هست اما ما تعطيل نيستيم همسري اصرار داشت مرخصي بگيرم با هم باشيم ولي بنده صلاح ندونستم و در نتيجه همسري هم رفت اضافه كار . هرچند الان باهاش حرف مي زدم دلم سوخت طفلي توي اداره تنها بود . خوب من بهش گفتم خودت بمون استراحت كن اما گفت نه تنهايي دوست ندارم . منم نمي شد مرخصي بگيرم چون همسر گرام تو فكر مسافرت هستند براي هفته اينده و در نتيجه اگر جور شه هفته اينده هم بايد مرخصي بگيرم و ديگه زيادي مي شه .