شنبه  روز كاري خوبي بود فقط يك خبر بسي بد به گوشمان رسيد كه ظاهرا قراره از نظر امنيتي خيلي به ارتباطات اينترنتي رسيدگي بشه و شايد ديگه نتونم از اداره بيام و وبلاگ هاتون را بخونم و همش بمونه براي آخر هفته ها ! شنبه از راه اداره رفتم كتاب خونه و بعدشم كه رسيدم خونه مشغول پختن غذا شدم كوكو سبزي خوشمزه شد اما طبق معمول وا رفت . گمونم نمي ذارم كامل سرخ شه . مي گم يك طرف كوكو سبزي حدودا چه قدر زمان مي بره تا بخواهيد برش گردونيد ؟

عصرش هم نشستيم با همسري فيلم ديديم گاو خشمگين ساخت 1980 به كارگرداني مارتين اسكرسي و بازي ربرت دنيرو . در مورد بكس باز معروفي كه زندگيش رو به افول مي ره . دنيرو براي بازي توي اين فيلم اسكار گرفت و البته فيلم فوق العاده زيبايي هم هست و مي گن بهترين فيلم ورزشي تاريخ سينماست .

1شنبه صبح قرار بود برم كارخونه و ماموريت نمايشگاه كتاب را به پايان برسونم . كتاب هايي كه خريده بودم را مهر بزنم و فاكتورها را تحويل بدم و .... كه خوب كارها انجام شد فقط يك ذره مسخره است من فاكتور كتاب ها را تحويل دادم و اون ها هم گفتن خوب بايد اين قدر پول پس بدي اما اولا چك نكردن كه خوب ايا من اين كتاب ها را تحويل هم دادم يا نه و دوما گفتن بقيه پول را كارت به كارت كن يعني حرفي از امضا و رسيد و اينا نزدن و خوب البته بگم وقتي هم پول را بهم دادن كارت به كارت كردن و من برگه اي مبني بر دريافت پول امضا نكردم ! اميدوارم واقعا تموم شده باشه . عصرش كلي كار داشتم و دلم مي خواست روز يك شنبه به كتاب خوني بگذره اما همسري نقشه هام را نقش بر آب كرد اولش كه سريع كلي خوراكي واسه خوردن آماده كرد و مشغول شديم بعد تندي پيشنهاد فيلم داد كه دلم نبود اما خوب اون طفلي هم بيكار بود ديگه دلم نيومد و نشستيم فيلم ديديم اين بار فيلم و خداوند زن را آفريد با بازي بريژيت باردوت ساخت سال 1956  در مورد دختر سر به هواي پرورشگاهي كه عاشق يه پسري هست و با برادر اون پسر ازدواج مي كنه خيلي فيلم را دوست دارم اما پايانش مي تونست بهتر هم باشه . بعد فيلم همسري گفت بيا بريم هايپر يه سري بزنيم منم گفتم اخه كاري نداريم هي گفت به عنوان سرگرمي و اينا . حسش نبود گفتم بيا دراز بكشيم بعدا كه ديگه خوابمون برد تا 1 نصفه شب و بعد هم خوب دوباره خوابيديم تا صبح . حس بديه اين كه همه روزم به خواب گذشته .

امروز هم ماهگرد عقدمون بود كه طبق معمول يادم نبود و همسري زنگ زد بهم تبريك گفت .

فردا و پس فردا هم كلاسم و احتمالا وبلاگم به روز نخواهد شد يا اگه بشه عصر از توي خونه . يعني مردم بس كه تو اين مدت كلاس اموزشي رفتم . همسري بدجنس ديروز مي خنده مي گه چه قدر اين شركت روي تو سرمايه گذاري كنه اخرش هيچي نشي !!!

سرم خیلی شلوغه امروز و پر دردسرم :دی