ديروز اداره كارها زياد بود اما شكر خدا روي روال . اتفاق خاصي نيفتاد . خونه هم رسيدم مشغول كتاب خوندن شدم همسري هم دير رسيد رفته بود سر راه شير و كيك و بيسكويت بخره . يعني مغازه دم خونه شير پرچرب داشته اما چون من بدم مي ياد طفلي تو اون گرما كلي راه رفته بود تا كم چربشو بخره ! دستت درد نكنه عزيزم .

بعد هم نشستيم به ميوه و بستني خوردن و صحبت و عشقولانه و از اين چيزا . بدنم واقعا درد مي كرد همسري جون هم كلي ماساژش داد ولي خودش خيلي ورزشكارتر از من بود و چيزيش نشده بود . همسري تصميم گرفت فيلم ببينه كلئوپاترا با بازي اليزابت تيلور كه براي صحنه پردازي و لباس و ... اسكار گرفته بود اما من زياد حسشو نداشتم گفتم مي شينم كنارت اما كتاب مي خونم از شانسش فيلم 4 ساعت هم بود :دي يعني بيچاره شده بود ها و شديد خسته . در اين بين اين جانب مشغول درست كردن شام بودم برنج و خورشت قيمه . تا حالا با زودپز كار نكرده بودم و قرار بود براي اولين بار كار كنم يك مقاديري سر و صداش زياد بود و ترسيدم اما شديدا عاشق زودپز شدم خدايا آدم باورش نمي شه پختن غذا به يك ساعتم نمي كشه :دي خيلي عالي بود قيمه مون هم خوب شده بود خوشمان آمد . اما ديروز واقعا خسته بودم اصلا نفهميدم كي خوابم برد !

نانا دوستمه كه عيد مسافرت بودند و نشد بريم خونشون عيد ديدني اما بعدشم اين قدر مسافرت هي برامون پيش اومد بازم نشد بريم و من گفتم ديگه روم نمي شه ول كنه همسري جون بذار تو خرداد مي ريم كه ديگه اسم عيد ديدني روش نباشه . تا خلاصه 4 شنبه خود نانا زنگ زد پپر مي كشمت اگه نياي خونه ما ! ديگه ما هم ديروز زنگ زديم و قراره امروز عصر بريم مهمون بازي .

پ. ن 1 : در روزنامه نوشته نان گران مي شود و ربطي هم به قضيه يارانه ها ندارد .

پ. ن 2 : باز هم توي روزنامه خوندم كه نوشته برداشتن ابرو با موچين سبب ريزش ابرو مي شه و بهترين راه تيغ زدنه . در ضمن استفاده از ماينوكسيديل را هم توصيه كرده .