دارم گردنمو از دست مي دم ها اين قدر از ديروز درد مي كنه پدرم در اومده نمي دونم واسه كتاب خوندنه واسه كار با كامپيوتره چيه !

ديروز يك كتابي دستم بود كه حتما مي خواستم تمومش كنم از اون ور همسري هم اصرار داشت تا قبل فوتبال بريم بيرون نقاب بخريم ديگه نتيجه اين شد كه تا رسيدم خونه سريع مشغول كتاب خوندن شدم كه زودي تمومش كنم اما همسري تا رسيد شروع كرد مسخره بازي مگه مي ذاشت مي گفت تو كار خودتو بكن منم كار خودمو يعني اون منو ببوسه من كتاب بخونم !! آخرش رفت حموم منم نشستم كتاب را تموم كردم و بعد دوتايي راهي خريد شديم . نقاب يا كلاه مي خواستيم كه نقابش بلند باشه چيزي كه دوست داشته باشيم گير نيورديم البته من نهايت مي رم يكي از اين نقاب مشكي ساده ها مي خرم حالا زيادم مهم نيست كه اندكي به سر مباركمان فشار مي ياره اما همسري را ني دونم چي كار مي خواد بكنه ! خلاصه كلي كلي گشتيم و چون نقاب گيرمون نيومد رفتيم براي خودمون لباس زير خريديم :دي البته از نوع راحتي و براي پوشيدن زير لباس كارامون! بعدشم ديگه خيارشور خريديم مي خوام امشب سالاد ماكاروني درست كنم آخه! برگشتيم خونه و چون من شديد گرسنه بودم نشستيم پاي سفره شام كه جوجه داشتيم و بعدشم فوتبال شد ديگه تا نيمه اول فوتبال را مي ديد همسري ، منم كتاب خوندم و نت گردي كردم بعد همسري رفت ظرف هاي شام را بشوره منم قرار بود چايي درست كنم كه يك لحظه روي اپن چشمم افتاد به تنگ ماهي و ديدم ماهي كوچولومون مرده ! همسري زود قضيه را فهميد و سرم داد زد كه برم بيرون از اشپزخونه اما تا اومدم به خودم بيام و برم بيرون اون قدر طول كشيده بود و جسدشو نگاه كرده بودم كه ديگه تاثير خودشو كرد و نشستم به گريه كردن خيلي گريه كردم همسري طفلي خيلي بغلم كرد اما انگار دلم را يكي داشت فشار مي داد . نشستيم به صحبت و چيپس خوردن و نيمه دوم را با هم با حرف و صحبت ديدن اما دلم هي آروم نمي شد . تا فوتبال تموم شد اعلام كردم مي خوام فيلم ببينم و همسري هم رفت دراز بكشه . فيلم اتاق خالي بود اما اينم قبلا ديده بودم زن و مردي كه شب مجبور مي شن توي يك متل بمونن و يك فيلم ويديويي تو اتاقشون هست كه فيلم شكنجه است و يك دفعه مي فهمن تو اتاق خودشون فيلم برداري شده قشنگه خوشم مي ياد ازش !

همسري ديگه بي خيال سفر آخر هفته شده حرفشو نزد منم به روي خودم نمي يارم . راستش غصه دارم كه دلش مي خواد و نمي شه بريم اما از يك طرف هم واقعا خسته كننده مي شه !

پ. ن 1 : توي روزنامه در مورد ازدواج فاميلي نوشته كه ايران توي دنيا رتبه 1 را داره و اينكه اين ازدواج ها خيلي بدن . اولا احتمال اختلال ژنتيكي كه 4 برابر ساير ازدواج هاست و 70 درصد مريضي هاي روحي هم توي ازدواج هاي فاميلي است حتي اغلب كسايي كه مثلا افسردگي دارند فرزنداني هستند كه در اثر ازدواج فاميلي متولد شدند . طلاق هم توش بيشتره و گفته البته بيشتر توي جنوب ايران ، شهرهاي كوچيك و فرهنگ هاي پايين تر جامعه اين مورد را مي بينيم .

پ . ن 2 : يك چيز جالب ديگه هم اينه كه توي روزنامه نوشته بعد از حمام گوشتون را خشك نكنيد !