گفتم كه شنبه خاله همسري رفت و وكالت داد كه ما خودمون بريم دنبال كارهاي انتقال سند و بنابرين ديروز صبح با همسري مرخصي گرفتيم و صبح زود راهي اداره شديم . ساعت 7 و نيم اونجا بوديم . اول از همه كه براي ورود به اداره بايد فيش پاركينگ تهيه كنيد 500 تومن ! خيلي مسخره است . بعد مي ريد و يك فرم معاينه مي گيريد . و بعد با ماشين مي ريد توي صف براي بازرسي كه موتور و رنگ و اين چيزا را چك مي كنند و بيشترين معطلي توي همين صفه . بعدش يك باجه ديگه مي ريد براي گرفتن خلافي كه توي اين مرحله مي شيد يك نفر ديگه بره و بده پلاك ماشين را بكنند . بعد از گرفتن خلافي اگه خلافي چيزي داريد بايد بريد بانك ملي بدهيد كه توي اداره هست اما خيلي دوره . بعد مي آييد و مدارك ماشين و خلافي و ... را مي دهيد به يه باجه ديگه و اونم كلي اطلاعات ديگه ازتون مي پرسه و يك چيزي شبيه پرونده درست مي شه مي ره براي بررسي دست رئيس . بعد مي ريد مي شينيد پشت در اتاق رئيس تا اسمتون را صدا بزنند و بگن تاييد شد . اون وقت با پرونده تاييد شده و پلاك هاي كنده شده مي ريد تو صف تحويل پلاك و پلاك هاي قديمي را تحويل مي ديد دوباره منتظر مي شينيد تا صداتون بزنن و پلاك جديد بهتون بدن . پلاك هاي جديد را مي گيريد و مي ريد يه جايي مي ديد براتون نصب مي كنند اگر هم ماشين احتياج به معاينه فني داره همون جا مي تونيد ببريدش كه ماشين ما نياز نداشت . خلاصه در اين قسمت كارهاي اداره راهنمايي رانندگي تموم مي شه و يك عوارض شهرداري مي مونه كه بايد بريد شهرداري . تا اومديم اين كارها را انجام بديم شده بود ساعت 10 و نيم . خداييش اين همه معطلي زور نيست يعني نمي شه خيلي از اين كارها را الكترونيك كرد و ارزش بيشتري براي وقت قائل بود ؟ ديگه همسري منو رسوند اداره و خودش رفت شهرداري براي عوارض اما از شانس عابر بانك ها مشكل داشته و همسري هم پول نقد به اندازه كافي همراهش نبوده و نشده بود بده كه مثل هميشه مامان باباي گلم قرار شد زحمتش را برامون بكشند . دستشون درد نكنه .

حالا عوارض را كه داديم بايد ببريم همه مدارك را بديم محضر تا اون اسناد را آماده كنه و يك روز بريم انتقال نهايي اگه خدا بخواد . خاله همسري هم سريه رفته به مامان همسري راپرت داده اونم سريع زنگ زده به همسري . حالا آقاي همسر مي گه نه ولي من كه مي دونم لابد من باب حرص خوردن در راستاي اين بوده كه چرا ماشين را زده به نام من . اصلا از وقتي گفت مامانم زنگ زد باز حالم بده و دلشوره دارم . آهان اين تعويض پلاك خوبيش اين بود كه الان يكي از ماشينامون زوجه يكيش فرده جهت عبور مرور راحتيم . خرج و مخارج هم كه اون وكالت اوليه 27 تومن بود . 35 تومن موقع ايجاد پرونده ازتون مي گيرن اگه اشتباه نكنم يك 3500 هم يك جاي ديگه گرفتن و 1000 تومني هم خرج كپي هايي بود كه همون موقع مي گفتن بدين عوارض و خلافي هم ديگه بسته خودتونه . خرج محضر انتقال سند را هم نمي دونم چون هنوز نرفتيم . كارت ماشين هم قراره با پست بياد و ظاهرا يك ماهي طول مي كشه . فعلا يك رسيد مي دن به آدم .

اما اداره اين قدر خوب بود آدم نصفه روز بره اصلا خسته نمي شه حس خوبي داره . ديگه عصر رسيدم خونه خيلي سرحال بودم برخلاف همسري كه چشمش درد مي كرد و شديد خسته بود و هي مي گفت پريا چه جوني داري باور نمي كنم خسته نيستي اصلا ! خلاصه بچه بيمارمون خوابيد و منم يك دل سير نشستم به خوندن كتاب و شديد حال كردم . شام هم بقاياي ته چين بود و ديگه زحمتي متحمل نشدم و اينم از بدو بدوهاي روز يك شنبه ما . اميدوارم بقيه كار هم به خوبي و خوشي پيش بره .