2 سالگي رسمي شدن عشق ما
امروز سالگرد عقد من و همسر عزيزم هست . براي همين نمي خوام روزانه نويسي مفصلي بكنم در همين حد كه ديروز از نظر كاري خيلي بد و پرحجم و اعصاب خرد كن بود براي ناهار ماكاروني جمعه را داشتيم و شام هم برنج پختم با خورشت دال عدس كه توي فريزر بود خورديم . پياده روي كرديم . فيلم extre-terrestrial را ديديم در مورد يك موجود فضايي كه مي آيد به زمين دوسش هم نداشتيم . مي خواستيم بريم خريد اما حوصله اش نبود همين .
در مورد اخبار هم دو تا مطلب جالب خوندم توي روزنامه ها :
1- نوشته از ازدواج هاي تهراني 30 درصد منجر به طلاق مي شه 50 درصد نا بسامانند اما طلاق نمي گيرند و تنها 20 درصد ازدواج هاي مناسبي هستند
2- ديگه در مورد رشته هاي پر طرفدار كنكور نوشته در رياضي هم چنان مهندسي برق ، مكانيك ، كامپيوتر ، عمران ، معماري و صنايع ، در تجربي رشته هاي پزشكي ، دندان پزشكي ، دام پزشكي و داروسازي و در رشته انساني رشته هاي حقوق ، روان شناسي و حسابداري پر طرفدار هستند .
بگذريم
عزيزم اين جا را نمي خوني آدرسشم بلد نيستي مي دوني كه مي نويسم اما خودت نخواستي بدوني كجاست تا من راحت تر باشم با اين وجود مخاطبم تويي
خوشحالم كه همسرت شدم خوشحالم كه دومين سالگرد رسمي شدنمون را جشن مي گيريم . خوشحالم كه اين قدر اين دو سال شيرين بود كه با تعجب بهش نگاه مي كنيم و مي گيم واقعا دو سال گذشت ! 2 سال پيش چنين روزي چه خبر بود توي خونه ما همه مشغول كار بودن درست كردن نون پنير سبزي ، چيدن سفره ، تميز كردن سالن ، چيدن سالن ، شستن ميوه ها .... من و سام سام كه دنبال شمع بوديم براي شمعدون ها دنبال شيريني براي ظرف توي سفره .... يادت مي ياد دو سه روزه برنامه همه چيز را چيديم چه قدر سرمون شلوغ بود يادت مي ياد عزيزم گفتي رفتم آندلس كيك سفارش دادم از اونهايي كه با گل تزيينش مي كنن با گل صورتي و اين طوري بود كه ما دست به كار درست كردن يك سفره عقد صورتي شديم قشنگ ترين سفره عقد دنيا ، و اين جوري بود كه سبد گل حلقه ها و سبد گل كنار سفره را همه را صورتي سفارش داديم ... شب قبلش را يادته عزيزم يك دفعه اي تصميم گرفتيم آينه شمعدون را هم همين حالا بخريم يادت مي ياد عشقم ... چه قدر جشن عقدمون خوش گذشت چه قدر رقصيديم يادت مي ياد فاميلاتون كه رفتن موندي و بعد يك دفعه بزن و برقص خصوصي تر راه انداختيم يادته چه قدر رقصيديم با هم ... بله را كه گفتم دلم داشت مي لرزيد مي ترسيدم خيلي مسخره است اما مي ترسيدم عوض بشي اوني نباشي كه من شناختم چه ترس مسخره اي ! تو بهترين و عاشق ترين مرد زميني مردي كه بر خلاف خيلي مردهاي ديگه مناسبتي را يادش نمي ره كه هيچ هر ماه ماهگرد آشناييمون عقدمون و ازدواجمون را يادشه هميشه ! مردي كه بارها و بارها منو بغل مي كنه مي بوسه حرفهاي عاشقانه بهم مي زنه براش خواسته ها و هوس هام مهمه و دنبالشون مي ره مردي كه براي من گل مي خره ! من عاشقتم و امروز هزار بار بيشتر از دو سال پيش عاشقتم امروز كه مي دونم بارها افسرده و ناراحت و غمگين بودم و منو بغل كردي و بوسيدي امروز كه مي دونم شب ها سرم را روي شونه ات گذاشتي و اون قدر منو بوسيدي تا خوابم ببره امروز كه مي دونم بارها بداخلاق بودم و با بدخلقي بازخواستت كردم و تو فقط خنديدي و بغلم كردي امروز كه مي دونم بارها چيزي را خواستم و بعد تو سوپرايزم كردي عاشقتم واقعا عاشقتم مي پرستمت و هزار بار خدا را شكر مي كنم كه شناختمت و همسرت شدم . روز رسمي شدن عشقمون مبارك
شايد نخونن اما با يادآوري اين خاطره ها دلم مي خواد يك عالمه تشكر كنم از همه اونايي كه اين روز را براي من و تو قشنگ ترش كردن از مامان باباي گلم كه دو سه روزه تمام انرژيشون را گذاشتن روي اين كار و همه كار كردن تا جشنمون مرتب باشه از زن دايي خوبم كه همه جوره كنارمون بود سفره را چيد چيدمان سالن را درست كرد ميز شام را آماده كرد اون همه با كمر دردش براي تميزي سالن زحمت كشيد زن عموي خوبم زن دايي مامان كه كلي تو درست كردن نون پنيرها و تزيينش درست كردن سالاد و تميزكاري ها كمك كردن دايي مامان كه زحمت جور كردن همه چيز باهاش بود دايي ماهم كه كلي براي تميز كردن سالن و حتي رنگ كردن گردو و بادوم ها زحمت كشيد پسر دايي هاي عزيز كه دنبال خريد خرده ريزها بودند برادر خوبم كه همه كارهاي تنظيم صدا و اهنگ را كرد ژله هامون را درست كرد دختر دايي عزيزم كه قرار شد عكس و فيلم را زحمتشو برامون بكشه ..... از همشون ممنونم كه مهم ترين روز زندگي من و تو را برامون قشنگ كردند . سعي مي كنم قدر اين زندگي قدر تو قدر با هم بودنمون قدر عاشق بودنمون را بدونم