جواهرات دوست داشتني
ديروز زياد حالم خوب نبود يك جور سرماخوردگي خفيف كه هنوزم دارم ، سرم داغه چشمام شديد سنگينه و بي حالم فقط ديروز عطسه و آب ريزش هم داشتم كه امروز قطع شده . اميدوارم شديدتر از اين نشه . همسري قرار بود براي جواب آزمايشش بره دكتر ولي ساعت يك جوري بود كه اصلا امكانش نبود منم باهاش برم و ديگه قرار شد خودش بره . خوب خدا را شكر دكتر گفته بود چيزي نيست ولي البته يك آزمايش ديگه هم نوشته بود براش . در هر صورت براي يك سر درد الان يك ماهي هست خودشو الاف كرده انواع دكترها و آزمايش ها را رفته و گمونم 200 تومني هم خرج كرده . از همون اول هم خودم هم همكاراش بهش گفتيم بابا سردرد ساده است الكي حساسيت نشون مي دي ولي خوب ديگه چي بگم. خدا يه چيزي مي دونست كه خاله پري را سراغ مردها نفرستاد وگرنه عين 7 روز را مي خوابيدن بيمارستان .
بعد از كار رفتم كتابخونه و بعدشم رسيدم خونه و بر خلاف اينكه حالم خوب نبود مشغول پختن مرغ شدم شايد نبايد اين كار رو مي كردم بهتره آدم حرمت بيشتري براي خودش قائل باشه و خودشو مجبور به كاري نكنه ولي خوب ديگه . مرغ را پخيدم اومدم يك ذره بخوابم دوستم نانا زنگ زد و بعد هم همسري گرسنه اومد مرغ خورديم و خوابيديم تا خود 7 و نيم كه پا شديم رفتيم پياده روي ولي من خيلي ضعف داشتم نمي تونستم درست راه برم سرم گيج مي رفت برگشتيم خونه چايي نبات و شام و بيشترش استراحت . نه حال جسمي من خوب بود نه همسر خان هر دو بي حال بوديم ولي خوب طفلي كمك كرد در عوض اينكه با اون حالم غذا پخته بودم اونم همه ظرف ها و قابلمه ها را شست چايي نبات برام درست كرد ميوه برام آورد كلي بغلم كرد و دلداريم داد البته قبلش اندكي گله نمودم تا شروع كرد به انجام اين كارها :دي
موقعي كه مامانم عروس شد حلقه هاي طلا سفيد مد بود كه نازك بودند و روشون يك رديف برليان بود حلقه مادر خيلي از دوستام هم همين طور بود چون همه تقريبا هم زمان عروس شده بودند عاشق حلقه مامان بودم به نظرم خيلي خوشگله تو اين زمان حلقه ها مختلفي مد شد و بيست و هفت هشت سال بعد از عروس شدن مامان وقتي نوبت عروس شدن من رسيد باز همون حلقه ها مد بود ! خط سير مد هم جالبه . من عاشق حلقه ام هستم حلقه گروني هست اما حلقه برام خيلي مهم بود و تنها چيزي بود كه توي ازدواج حاضر نبودم براش كوتاه بيام يك حلقه طلا سفيد ظريف كه روش 3 تا رديف برليان داره . برليان هاي خوب مارك دار و شناسنامه داري هم هستند و اين تنها جواهري هست كه دارم از نوع ماركيز . براي سرويس هم سرويس هايي ديدم كه جواهر داشتن ولي فوق العاده گرون بودند و به پول ما نمي خورد سرويسم روش با تراش كار شده يعني از دور ممكنه فكر كني جواهره ولي نزديك بياي مي بيني تراشه . در هر صورت تنها جواهري كه دارم حلقه برليان عروسيمه اما دلم مي خواد بتونم جواهرات ديگه اي داشته باشم بعضي چيزا واقعا وسوسه آميزه مثلا آدم گردن بند زمرد داشته باشه ! يا چيزي مثل الماس درشت كه خوب اگه توي رويا بهش فكر كنم . جواهر كلن خيلي گرونه ديگه . البته اگه بخواهيم جواهرات كم ارزش تر را هم در نظر بگيريم و مرواريد را هم جواهر حساب كنيم يك گردن بند مرواريد هم دارم ولي خوب قيمت مرواريد با قيمت هاي چندين ميلويني برليان و ياقوت و ... قابل مقايسه نيست . توي زمينه خود طلا هم من طلا سفيد را به طلاي زرد ترجيح مي دم هر چند طلاي زردم قشنگه به نظرم .
در مورد طلاي سفيد خوندم كه نوعي خاص از آلياژ طلاست كه يك فلز سفيد مثل پالاديم و نقره هم درش هست و بسته به مورد استفاده اش اين فلز تغيير مي كنه مثلا براي حلقه و زنجير كه بايد محكم باشه آلياژ نيكل بيشتر استفاده مي شه و براي توليد نگين هاي ظريف آلياژ پالاديم . طلا سفيد خودش كدر مي شه و براي جلوگيري از اين كار روي طلا سفيد يك لايه روديم مي دن . طلاهاي صورتي اگه ديده باشين هم تركيب طلاي زرد و مس هست . طلاي سبز هم هست كه ظاهرا آلياژ نقره اش درصد بالايي داره .
در مورد خود جواهر هم يك چيز جالب بود اين كه الماس و برليان در واقع يك چيزند فقط الماس نامنظمه و برليان منظم . در حقيقت بسته به تراشي كه به الماس مي دن اسمش هم فرق مي كنه به گردش مي گن برليان و به بيضيش مي گن ماركيز ( اهان حالا مي فهمم چرا به حلقه برليانم مي گفت نوع ماركيز) به مستطيل باگت به مربع پرنس و به مثلث تري انگل مي گن كه گرون ترين نوع الماس همون ماركيز ها و تري انگل ها هستند . و البته هر چي بزرگ تر باشه قيمتش خيلي تصاعدي تر بالا مي ره . در مورد تراش الماس بهترين كشورها تايلند و بلژيكند ، در مورد زمرد كلمبيا و زامبيا و در مورد ياقوت كبود سيلان .
در مورد قيمت هم به صورت معمول روندش اين طوريه 1- الماس يا برليان 2- زمرد 3- ياقوت سرخ 4- ياقوت كبود 5- توپاز 6- فيروزه 7- عقيق