يك فلش كوتاه
فيم به خاطر چند دلار بيشتر را ديدم سال 1965 ساخته شده كابويي هست 2 ساعت و ده دقيقه اما اين قدر عاليه كه اصا حس نمي كنيد زمان رو حتي اگه مثل من كابويي دوست نداشته باشيد . حداقل من و همسري يلي ازش لذت برديم . خوب اينو نوشتم كه فقط پرونده اين چند روز را ببندم دوست ندارم توضيحي بدم نه اينكه شرايط بدي باشه الان نه همه چيزم خوبه البته كه يك سري بحث هاي بدي هم شده اما خوب تموم شده راستش دليل ننوشتنم فقط و فقط اينه كه يك جوري حس مي كنم خيلي خسته و كسل شدم از اين شرايط حس مي كنم دارم كم مي يارم و از دختر شاد و خنده رو زمان مجردي تبديل شدم به يك آدمي كه هميشه مواظبه كسي بهش ضربه نزنه خوب اون افرادم فاميل شوهرن ديگه . فقط خواستم اراده كنم از امروز از حال و هواش بيام بيرون . همسر جان ازم خواسته آرامش داشته باشم اين قدر به اين چيزا فكر نكنم و مطمئن باشم اون هوامو داره و هميشه و هميشه اولويت زندگيش هستم هركس چيزي گفت جلوش مي ايسته من هر چي بخوام به خانواده اش ثابت كنم پشتمه و خيلي چيزاي ديگه . راستش فقط مي دونم خيلي سخته رفتن اين راه و پيدا كردن اين اعتماد . اما مي خوام تلاش كنم برم و اين قدر ذهنم درگير نباشه فقط واسه همين نمي خوام مرور كنم موشكافي كنم . اميدوارم همه چيز بهتر شه .
اتفاق هاي خوب هم اين بود كه توي اداره امتحان تعيين سطح زبان گرفتن كتبي با يك عالمه اختلاف از بقيه اول شدم و مكالمه هم با دو نفر ديگه شريكي اول شديم . ديگه براي همسر خان يك گل رز صورتي خيلي خوشگل خريدم . و با همسري هم رفتيم براي بابا مامانم يك دستگاه فشار سنج ديجيتال خريديم 55 تومن يك جوري تشكر بابت زحماتي كه اين يكي دو روزه بهشون داديم . همينا .
روند كاهش وزن خوب بوده الان ديگه رسيدم به وزن قبل از عروسيم اما هنوز يك كيلو چاق تر از زمان عقدم هستم تلاش مي كنم درستش كنم البته با اين وجود كه قبل از عقد هم باز دلم مي خواست 3 كيلويي لاغرتر بودم خوب اين يك ماهه 3 كيلو كم شدم خوب بود اما ماه رمضون بود نمي دونم مي تونم سه يا 4 تاي ديگه هم كم كنم يا نه در هر صورت نگه داريش از كم كردنش راحت تره .
ماه رمضونم داره تموم مي شه و حاج آقا بهمون جايزه داد يك سري ظرف استيل در داد كه داخل همند .