مشكلات شراكت
اولين روز بعد از ماه رمضون هم سر كار سپري شد . دوباره غذا خوردن دور هم و ديدن همكارا ، بد نيست يك جورايي تنوع خودش را داره . به خاطر عيد فطر كيك و شيركاكائو توي اداره دادن دقيق قبل ظهر واسه همين ديگه نشد ناهار بخورم و ناهارم را بردم خونه و ديگه اون وقت شام هم درست نكردم ، از اين نظرش خيلي خوب بود ، دستشون درد نكنه بسيار خوشحالم كردن :دي
وقتي رفتم خونه و همسري اومد با يك عالم خبراي خوب در انتظارم بود چيزايي كه رفته بود پرسيده بود و پيگيري كرده بود به خاطر من براي اين كه خوشحالم كنه بهم آرامش بده و نشون بده كاملا به فكر دغدغه هاي من هست خيلي برام مهم بود . براي قضيه خونه يك مشكلي با مامانش داشتيم يك كم ناراحت شدم رفتم توي بغلش گفتم من نمي خوام ديگه حرف بزنم اما تو بگو خودت بگو نظرت چيه . اونم گفت هر كس ديگه هم جاي تو باشه ناراحت مي شه بهش برمي خوره قبول دارم اما مسئله اينه من پشتتم و همه جوره حتي با يك ضرر مالي هم شده كمكت مي كنم تا به مامانم ثابت كني تو اين زندگي چه بخواد چه نخواد حرف تو هست كه جلو مي ره نه اون . اصلا غصه اش را نخور . خوب خيلي آروم شدم . خسته بوديم هر دو اما نشد بخوابيم بعد هم رفتيم پياده روي و براي كارهاي انتقال خونه پرس و جو كرديم كه به يك بن بست هايي رسيديم البته ، يك جورايي شرايطش سخته خيلي پكر و دمغ بوديم خسته بوديم اما خوب مسئله اين بود كه كامل توي يك جناه بوديم با هم بحثي نداشتيم يعني يك كم اعصاب خوردي حساب كتاب هاي بيروني بود اما بين خودمون همه چيز عالي بود . خلاصه كه شراكت جز دردسر چيزي نصيب آدم نمي كنه . بعد هم برگشتيم خونه من ديگه حوصله نداشتم همسري رفت سراغ كارهاي آشپزخونه منم كتاب خوندم بعدشم شام و بعد از اون نشستيم پاي فيلم عصر نو از چارلي چاپلين . گمونم اكثريت ديده باشنش همون كه كارخانه هاي صنعتي را نشون مي ده . من خودم حوصله فيلم هاي صامت و اين مدلي را ندارم اما اين بار خوشم اومد به دلم نشست و مشتاقانه نگاش كردم .
مسافرت آخر هفته را هم كنسل كرديم همسري گفت اگه خيلي دلت نمي خواد نريم منم از خدا خواسته . راستش دوست دارم يك تفريح داشته باشم اما هم تنبل شدم هم دلم مي خواد بعد از همه اين اعصاب خوردي ها و آرامش يافتنم باشه نه وسط اين حرف و نقل ها .
يك مطلبي خوندم در مورد شستن دست ها . خيلي به شستن درست دست توصيه كرده بود و يك مواقعي را گفته بود حتما بايد دست ها را شست كه خوب بعضي هاش قابل قبول هست مثل قبل از غذا پختن ، بعد از غذا پختن ، بعد از دست زدن به وسائل خاكي ، بعد از دست شويي و .... اما يك سري چيزاشم خوب حالت وسواس مي ده به آدم آخه مثلا نوشته بعد از دست دادن با ديگران يا دست زدن به موبايل و كيبورد ! بعد يك سري توضيحات ديگه هم بود در مورد خود نحوه شستن اينكه اول دست ها را بهم بماليد يعني همون حالت معمول اما بعدشم با كف دست پشت اون يكي دست را بكشيد و مرحله بعد جوري كف دو دست را روي هم بكشيد كه انگشت ها از بين هم رد بشن . انگشت شست را به صورت مجزا بشوريد و براي نوك انگشت هم حواستون باشه كه نوك انگشت را كف اون دست فشار بديد دوراني تا خوب تميز بشه و يك بار هم به صورت مشت شده انگشت ها را كف اون دست فشار بديد.
راستش اون مطلبي كه در مورد مسواك خوندم باعث شده خيلي بهتر از قبل مسواك بزنم اميدوارم حواسم به دست شستن هم بيشتر باشه من هميشه سرسري دستمو مي شورم .