پپر عاشق همسرش هست حتی در هنگام بحث
بله ديروز غصه خورون داشتم و قرار شد عصر با همسري بريم واسه كت و شلوار . رسيدم خونه قرمه سبزي خوردم و رفتم سفر كارت ثبت نام كردم كه واقعا ناجوانمردانه براي خانم ها فقط يك نفر شارژ كردند بعد هم كتاب خوندم و حاضر شدم همسري اومد واسش كتاب بردم پسته هاي اداره رو هم بردم با هم خورديم وای چه حس خوبی بود و خوش و خرم بوديم و ديدم كه قصد نداره بريم كت و شلوار ديشبي و مي گه بايد بريم جاهاي ديگه منم كه در كل نظر نمي دادم و جو خوبي نبود نه اون مي يومد بريم اونجا نه من نظر مي دادم و آخر سر هم قرار شد برگرديم منم هي گفتم لج نكن بيا بريم اونجا ولي نيومد بعد تو ماشينم ساكت بود و هي من بحث كردم دوست دارم سبك شم و آخر كار به گريه و زاري و .... رسيد و دعوا خفن شد
خوب من يك اشتباهاتي دارم بايد حساسيتم را كمتر كنم ، بايد اعتراضم را آروم تر بيان كنم
دیروز تو بحث می دیدم تو اوج بحث عاشقشم تو اوج دعوا می رم تو بغلش که آرامش داشته باشم ولی حرفای خیلی بدی بهم زد هر چند بعد معذرت خواهی کرد عاشقشم باید همه حرفها را فراموش کنم خدایا یک آرزو وقتی دلخوری دارم یک کاری کن همسری هم هرطور هست سعی کنه جو رو عوض کنه این جوری بیشتر متوجه می شم اونم عاشق رابطمون هست