ديروز مثل همه شنبه هاي ديگه روز شلوغي داشتم . آخر وقت مامان اومد دم اداره دفترچه را كه پول به حساب ريخته بود برام آورده بود يك تعدادي آب ميوه كه از مراسم مامان بزرگ اضافه بود و تقسيم شده بود يك ظرف هم گوشت و گندم يك غذاي اصفهاني كه هوسي پخته بود و براي ما هم داده بود به علاوه يك سويا سس كه ازش خواسته بودم برام بخره چون دم خونه خودمون نداشت . دستش درد نكنه زحمت كشيد . خونه كه رفتم هم اين قدر دختر خوبي بودم سريع چايي درست نمودم يك سري كارهاي مرتب كاري انجام دادم و همسري هم يك كوچولو ديرتر اومد خونه رفته بود سر راه روغن جامد و مايع تميزكننده بخره . خلاصه نشستيم چايي و شيريني خورديم بعدش دوباره پشمك خورديم بستني خورديم تا من بالاخره رفتم حمام از حمام كه برگشتم نشستيم پاي فيلمي به نام تس از رومن پولانسكي ساخت 1965 كه سه تا جايزه اسكار هم برد . در مورد دختري كه مجبور مي شه بره توي خونه اي كار كنه اونجا اربابش بهش نزديك مي شه و اين امر زندگي دختر را كلا تحت تاثير قرار مي ده و يك جورايي از بين مي بره . قشنگ بود دوسش داشتم . البته 3 ساعت فيلم بودم منم از حمام كه مي آيم بي حالم و دائم داره خوابم مي بره به زور ديدمش و . از همسر مي پرسيدم اگر من چنين شرايطي داشتم قبلا با كسي رابطه داشتم بعد حتي بچه دارم شده بودم مي تونستي منو ببخشي مي گه آره مي تونستم . من مي گم رابطه داشتن حتي رابطه خيلي نزديك يك چيزه اما بچه دار شدن يك چيز ديگه همسري مي گه هيچ فرقي نداره اولي بي احتياطي نكرده دومي كرده اما نهايت هر دو يك مسير را رفتن مي گم منطقا قبول دارم حرفتو اما احساسي فرق مي كنه . حالا نمي دونم همسر جان چون در موقعيتش نيست اين قدر راحت مي گه مي بخشيدم يا نه اگه جدا چنين چيزي هم بود مي بخشيد اگر واقعا به اين راحتي مي تونست ببخشه خوب من با همه وجودم بهش افتخار مي كنم كه اين قدر بلند نظره كينه اي نيست ذهن بازي داره عاشقه و مي دونه كه هر كس ممكنه خطا بكنه ولي خوب بخشيدن توي موقعيتش خيلي سخت تر از همين طوري به زبون هست .

يادتونه من مي خواستم وزنم را كم بكنم كمش كردم رسوندم به وزن قبل از ازدواج ولي بعدش در كل بي خيال بازي در اوردم همت نكردم راه را ادامه بدم با وزن مورد نظرم 2 يا 3 كيلويي فاصله دارم ديگه كم نكردم فقط مراقبم زياد نشم نمي دونم چرا يك همتي نمي كنم . بعد الان كه ديگه اين شيريني ها مشكل مهم ديگه اي شده اصلا نمي تونم ازشون بگذرم خيلي خوشمزه اند بعد چون هي شيريني مي خورم براي اين كه چاق نشم مجبورم از شام و ناهارم بزنم كه زياد جالب نيست . خوب خدايا اخه چرا بايد شيريني اين قدر خوشمزه باشه ؟!!! از تبريز نقا و قرابه اي كه آورديم تمام شد اما ريس ها هنوز موندند اگر رفتين تبريز حتما بخرين خيلي شيريني خوشمزه اي هست . كماج همداني تمام شده اما انگشت پيچ مونده هنوز . از كرمان هم كلمپه و كماج آورديم من خودم شيريني هايي كه توش خرما باشه خيلي دوست دارم براي همين كلمپه كاملا دلخواهم هست كماجشون شيرين تره . از يزد هم قطاب و پشمك گرفتيم من مي ميرم براي قطاب پشمك هم اگه از خود يزد خريداري شه واقعا عاليه . باقلوا و لوزهاي يزدي هم از شيريني هاي ديگه يزدند كه البته خيلي شيرينند ولي من دوست دارم . اگر گذارتون يزد افتاد از شيريني فروشي حاج خليفه حتما و حتما باقلوا شامي بخريد من عاشقشم زيادي شيرينه اما توش يك شهدي هست كه مزه فوق العاده اي داره . موضوع ديگه كيك يزدي هست توي شهرهاي ديگه به اين كيك هاي فنجوني مي گن كيك يزدي اما كيك يزدي كه توي خود يزد هست شكل ديگه و مزه ديگه اي داره كه امكان نداره بخوريد و دوست نداشته باشيد اما خوب بنا بر كيك بودنش همون تازش فقط مزه مي ده . اگر هم به شهر ما بياييد كه خوب گزمون مشهوره ديگه من خودم گز با چايي خيلي دوست دارم گاهي مي تونيد گزهاي ميوه اي و شكلاتي هم بيابيد خوشمزه است اما من گز ساده را ترجيح مي دم و البته با مغز بادام را خيلي بيشتر از مغز پسته دوست دارم والبته كه آردي بسيار شيك تر و رسمي تر از لقمه اي هست ولي مثلا شخصا تحت هيچ شرايطي حاضر نيستم توي خونه خودم براي پذيرايي آردي بخرم ! سوهان قم هم فوق العاده است من اصلا از خوردنش سير نمي شم واقعا رعايت مي كنم كه بيشتر نخورم . با شيريني هاي كرمانشاه هم آشنا هستم نون خرمايي به دليل همون خرما برام بي نظيره اما كاك و نون برنجي را دوست ندارم . كلوچه مسقطي شيراز هم برام معموليه نظر خاصي ندارم . نقل هم اصلا دوست ندارم مگر اينكه از اين نقل درشت ها باشه كه لاش بادومه .

كيك هاي خونگي خيلي خوشمزن به خصوص اگه توش از ميوه استفاده بشه و ميزان شيرش بياد پايين شديد دوست دارم اما هنوز بلد نيستم با فرم كار كنم و اعتماد به نفس كيك پزي را ندارم . پاي را هم دوست دارم در حقيقت پاي هم يك نوع كيك هست كه وسط خميرش ميوه درسته مي ذارن يا چيزي مثل مارمالاد يا مربا يا .... واگر اين لايه روي كيك باشه بهش تارت مي گن . در همين حد البته بيشتر دانشي ندارم .

يادتونه اون موقع ها كه ما بچه بوديم تنوع شيريني توي شيريني فروشي ها چندان زياد نبود يعني اون قدر كم بود كه همه اسم اكثر شيريني ها را مي دونستن مثلا شيريني زبون ، پاپيوني ، ناپلئوني ، شيريني خامه اي مربع هايي بود كه روش تزيين شده بود ، نون خامه اي يا شيريني نارنجكي ، رولت ، شيريني كشمشي ، شيريني گردويي ، شيريني نارگيلي ، ساق عروس ، نون پنجره اي ،.... خلاصه حداقل در زمينه شيريني خشك اسم اكثرشو بلد بوديم و ثابت بود اما الان وقتي آدم مي ره توي مغازه انواع و اقسام هست بنا بر سليقه هر مغازه هر شيريني فروش .

اصفهان شيريني فروشي هاي معروف زيادي داره . من بعضي دوستام بودن كه حساس بودن روي اين قضيه ها و مثلا چيزايي مثل اينكه فلاني كاكائو زياد استفاده مي كنه اون يكي قهوه ... من اصلا در اين حدها ذائقه ام قوي نيست ولي دوست دارم جاهاي مختلف را امتحان كنم . يكي از معروف ترين شيريني فروشي هاي اصفهان نيوشاست ازون زياد خريد داشتيم چون نزديكمونه در ضمن جاشم عوض شده ها رفته اون ور خيابون . عمو نوروز هم خيلي دوست دارم كيك هاي عصرانه اش عاليه چيزكيك هاشم خيلي خوبه براي عروسيمونم از همون خريد كرديم عقدمون را از اندلس خريديم اونم از شيريني فروشي هاي معروف ديگه اصفهانه يك كم اذيتمون كرد اما خوشمزه بود . نون شيرمال هم اگه دوست داشته باشيد نون شيرمال هاي ستوده بي نظيره . از شيريني فروشي هاي معروف ديگه كه من امتحانشون كردم گلاب و آذربايجاني و شيريني آبي هستند . شيريني فروشي هاي معروف ديگه هم داره اصفهان مثل پانته آ ، آريا و بهاري . خوب من واقعا نظري ندارم ذائقه من اون قدر قوي نيست كه بخوام بگم كدوم بهتره كدوم بدتره يا هر چيز ديگه فقط مي دونم آدم كيف مي كنه توي شيريني فروشي كه مي ره و اون همه شيريني هاي خوشگل را مي بينه البته من خودم شيريني خامه اي دوست ندارم فقط نون خامه اي و كيك هاي عصرانه و چيزكيك را كه بدون خامه اند ترجيح مي دم يا چيزي مثل شيريني كشمشي و گردويي .

تازگي هاچند نمونه ديدم كيك هاي تولدي كه عكس خود طرف روش بوده بنابرين فكر مي كنم نبايد كار چندان سختي باشه . خيلي زياد خوشم اومده . به هر جا سفارش بدم برام مي زنن يعني يا شيريني فروشي هاي خاصي اين كار را مي كنند ؟ كسي خبري داره ؟