يك عالمه كار دارم توي اداره اما چندان خوب پيش نمي ره راستش اميدوارم امروز همه چيز تا حدودي راه بيفته . عوضش ترم مكالمه تلفني به زبان انگليسي تمام شد و نمراتش را هم ديروز اعلام نمودند كه 19 شدم و سريع زنگ زدم به آقاي همسر كه واقعا با چنين نمره اي خودم را مستحق جايزه مي دونم :دي توي راه برگشت هم يك پفك گنده به عنوان جايزه براي خودم خريدم . عزيز دلم هم ديرتر اومد و وقتي اومد يك پلاستيك پر دستش بود يك عالمه چيپس و پفك و بستني هاي مختلف برام خريده بود به عنوان جايزه:دي كلي از خودمان ذوق در كرديم . كار خاصي نكرديم ديروز اما وقتمون زياد رفت يك كاراي عادي مثل حمام ، شام ، شستن و مرتب كردن ظرف هاي مهماني ديروز ، هواگيري دوباره پكيج ها كه شديد دستمون را بند كرده ،  رفتن به داروخانه براي خريد محلول صورت همسر جان و .... كاشك زودتر خوب شه پاي همسري هي بريم بيرون من دلم بيرون مي خواد سينماها فيلماي خوبي اوردن الان اخه !

توي روزنامه خوندم كه گرون ترين گل جهان گلي هست به اسم كادوپول كه توي سريلانكا رشد مي كنه و البته داد و ستد هم نمي شه به دليل عمر كوتاهش . اين گل گرون قيمت خيلي هم افسانه اي هست در حقيقت نيمه شب شكفته مي شه و تا قبل از طلوع آفتاب از بين مي ره و افراد زيادي موفق به ديدنش نمي شن . ديروز به همسري مي گم ببين يك خواسته بيشتر ازت ندارم . مي گه چي ؟ مي گم بري يك كادوپول برام بچيني بياري:دي امروز صبحم زنگ زدم يادآوري نمودم .

حالا اين كه البته شوخيه ولي در كل خيلي گل دوست دارم و از گرفتنشم خوشحال مي شم البته از طرف همسري :دي اولين باري كه بهم گل داد را كامل يادمه يك شاخه رز قرمز بود . هنوزم هر وقت برام گل مي خره يك شاخه رز هست البته رنگ هاي مختلف يك گلدون هم روي اپن آشپزخونه است كه گلهامونو مي ذاريم توش ، همه گل هاي رز خشك شده رنگي رنگيمون را . پيش نهاد همسري بود و الان از ديدنش لذت مي برم اگر يك زماني هم نشه به اين شكل نگهش دارم مسلما دلم نمي ياد بريزمشون برن يك دنيا خاطره باهاشون دارم شايد سر گل ها را جدا كنم و توي يك جعبه فانتزي نگهشون دارم . اولين سبد گلي را هم كه عشقم برام اورد دقيق يادمه روز خواستگاري بود يك سبد خيلي بزرگ با گل هاي صورتي و سفيد . خانواده ها نمي دونستن ما از قبل با هم آشناييم ولي خوب حالا كه به عقب بر مي گرديم مي خنديم و متوجهيم اون سبد گل خيلي تابلو بود آخه آدم جايي كه همين جوري داره مي ره خواستگاري و اصلا نمي دونه چي مي شه سبدي به اين بزرگي مي بره ؟!!! يكي از چيزايي كه خيلي منو خوشحال كرد روز قبل از خواستگاري بود كه عشقم بهم زنگ زد و پرسيد چه گلي دوست داري بيارم ؟ يادش به خير دوران عقد چه قدر اطلاعاتم در مورد اسامي انواع گل هاي موجود در گل فروشي و رنج قيمتيشون بالا رفته بود بس كه بايد گل مي خريديم اما الان چيز زيادي توي ذهنم نمونده . در هر صورت به صورت سمبليك توي ذهنم رز مظهر عشقه و خوشحال تر مي شم همسر جان بهم رز بده هميشه هم رز داده به جز يك بار كه نرگس برام آورد و البته خوب سبد گل ها هم متنوع مي شد ديگه اگه اسمها درست يادم باشه ليليوم و آلستومر و بامبو و .... كاشك اسمها هنوز يادم بود . مريم هم بوي خوشي داره و بردنش براي ديگرون ريسك كمي داره و مي شه مطمئن بود بوش را دوست خواهند داشت . من خودم لاله را هم دوست مي دارم خيلي شيكه اما راستش زياد نديدم توي گل فروشي ها اشتباه نكنم كرج يك پارك لاله داره بيش از حد دلم مي خواد برم نمي دونم هيچ وقت برام فرصتش پيش بياد يا نه . خدا را چه ديدي اصلا شايد موفق به ديدن لاله هاي هلندي در خود هلند شديم :دي قبلنا براي عروسي ها هم از گلايول استفاده مي كردن وقتي ما بچه بوديم نمي دونم يادتون هست يا نه اما الان شده گل عزا اونم سفيد رنگش . قشنگ يادمه وقتي گلايول هاي آبي اومده بود و ما بچه ها چه ذوق مي كرديم كه اين گل ها آبي اند و بعد توي علوم برامون مي گفتن توي جوهر مي ذارنشون . البته اعتراف مي كنم بعدها كه بزرگ شدم و براي اولين بار رز آبي بهم كادو دادن باز هم همون قدر ذوق زده و متعجب شدم . يك زماني هم يك كارتوني بود كه توش شواليه رزهاي سياه بود ، عاشق رز سياه شده بودم و همش فكر مي كردم اوف گل سياه چه قدر بايد خيره كننده باشه بعدها بود كه فهميدم به همون رز قرمز مخملي تيره مي گن رز سياه و خيلي خورد توي ذوقم .

فكر كنم پرورش گل و باغبوني بايد كار جالبي باشه هر چند هيچ اطلاعي ندارم شوهر يكي از همكارامون توي كار پرورش گل بود البته بعضي گل ها وارداتي اند و براي همين هم گرونند  مثل انواعي از اركيده ، ليليوم و انتريوم كه به صورت معمول گرون ترين گل هاي فعلي گل فروشي هان و از چين و تايلند وارد مي شند اركيده كه ظاهرا برخي نمونه هاش شاخه اي صد هزارتومنه . كلا گل هاي مناطق گرم و مرطوب به نظرم خوشگل ترن به خاطر اون گل برگ هاي بزرگ و رنگيشون مثل گل هايي كه آدم توي كيش يا بندرعباس مي بينه .

همسري عاشق گله ولي اساميشون را زياد بلد نيست يادمه اولين بار كه رفتيم هتل عباسي و من توي باغش اسم گل ها را براش مي گفتم چه ذوقي كرده بود هر چند منم همون گل هاي معمول را بلدم : گل ميمون ، تاج خروس ، عطري ، آبشار طلايي ، ميخك ، كوكب ، حنا ، رز ، بابونه ، بنفشه ، شيپوري ، زنبق ، آفتاب گردان ...... من عاشق آبشار طلاييم به نظرم فوق العاده روياييه و زيبا ، رزهاي درختي هم نماي قشنگي به محوطه مي دن .  بچه بوديم اطراف خونمون پر از گل هاي شقايق ، ختمي ، ميمون و تاج خروس بود دليلشم زندگي چند ساله توي غرب كشور بود دويدن توي دشت هاي پر از شقايق و جمع كردن دسته گل هاي بزرگ شقايق هيچ وقت يادم نمي ره فوق العاده زيبا بود هر چند دست آدم از چيدنش قرمز مي شد . با گل هاي ميمون هم نمايش مي داديم و گل هاي ختمي مصرف دارويي داشت و چيده مي شد . گل هاي ساعتي هم كه يكي از تفريحاتمون بود چه قدر بازي مي كرديم باهاشون. بهار كه مي شد ، اقاقي ها گل مي داد چه عطري پر مي شد يك چيزيي داخل گل هاي اقاقي بود كه مي خورديمش خدا به دور !

يك زماني براي كارم ماموريت زياد مي رفتم كاشان ، توي راه پر مزرعه هاي آفتاب گردون بود كه منظره خيلي زيبايي داشت . باغ گل هاي اصفهان را دوست دارم باغ ارم شيرازم قشنگه هر چند بيشتر سر سبزه و درخت دار تا گل دار . البته مي گن قشنگ ترين باغ گل دنيا باغ بوچارت توي كاناداست كه گاهي تعداد كارمنداش به 500 نفر هم مي رسه اميدوارم هممون يك روز از نزديك ببينيمش .

بعضي ها عقايد خاصي توي دسته گل دارند مثل اين كه تعدادش فرد باشه من خودم توي قيدش نيستم ولي اگر براي كسي ببرم سعي مي كنم رعايت كنم .تنها مورد اينه كه بعد از خريد گل عادت دارم برعكس بگيرمش تا هم اب به گل برگاش برسه هم مزاحم بقيه نباشه .  توي دادن رز قرمز هم خيلي ها معتقدند بايد دقيق بود تا برداشت بد نشه البته كلا به نظرم توي ايران زياد اين مسائل پر رنگ نيست اما ظاهرا جايي مثل چين معني هر گل خيلي اهميت داره و حواست بايد به اين موضوع باشه يا جايي مثل آلمان خيلي محترمانه مي دونند گل را خودت نبري و قبلش بفرستي و يا رز قرمز براشون خيلي مفاهيم زيادي داره . يادتونه توي كارتون جودي ابت يك بار براش يك باكس پر رز مي يومد از اون موقع هميشه آرزو داشتم منم يك بار يك باكس رز هديه بگيرم و البته تا اين روز آروزم محقق نشده :دي

من تا حالا توي مهمونيام گل روي ميز نذاشتم اما به نظرم خيلي زيبا مي شه اگر توي اصفهان هستيد مي تونيد براي مهمونياتون سري به بازار گل خيابون جي بزنيد دسته اي قيمت هاي خوبي داره شايد براي بردن مناسب نباشند اما براي روي ميز خونه خود ادم خيلي مي ارزن . و ديگه اين كه من عاشق اين گل چيني ها هستم اسمش ياد رفت اين درختچه هاي ژاپني و چيني توي گلدونها خيلي هم تو فكرم هست يك بار كادو بخرمشون اما خوب قيمتاش بالاست نمي دونم براي ما كه اهل گل نيستيم مثلا سي صد چهارصد يك درختچه تزييني ايده خوبيه يا ممكنه دو روزه نابودش كنيم !

شايد مهم ترين گل براي ما دخترا همون دسته گل عروسيمون باشه كه هميشه تو ذهنمون موندگار مي شه مدل هاي مختلف هم هست ساده ، آبشاري ، سبدي هر كسم سليقه اي داره . خوب من زياد به سبدي يا ابشاري متمايل نبودم تصميم داشتم رز سفيد بخرم از اونايي كه لبش صورتيه اما همسري مقاومت كرد و گفت دسته گل همه سفيده يا سفيد صورتي نه بيا قرمز بردار بعد اومدم توي نت و هليا هم همين را گفت و تشويقم كرد كه قرمز بردارم . همون موقع ها عكس عروسي را گذاشت كه دسته گل قرمز فوق العاده اي داشت اما نمي دونم گل چي بود من توي اصفهان هر چي آلبوم هاشونو ديدم دسته گل ها رز بود و ليليوم و آلستومر و ... اون يك گلي بود شبيه حنا خيلي خاص بود بعدها توي ف بك هم دسته گل يكي از بچه ها را ديدم  سفيد صورتي بود اما اونم نوع گلش خاص بود نمي دونم چي بود شبيه زنبق بود كمي . البته من عاشق دسته گل رز قرمز رنگ عروسيم بودم و هستم اما يك چيزي مثل اين دو تا دسته گل كه شكل خاصي داشتن و معمول نبودن به نظرم زيباترين دسته گل ها بودند و هميشه تو ذهنم موندگارند . هر چند كه خوب اين چيزا تشريفاته و عميقا معتقدم مهم نيست اصلا مي شه بدون دسته گل عروس بشي و زندگيت رويايي ترين زندگي ها هم باشه . يعني اگه دست گل نداشتم هم هيچ وقت حسرتش به دلم نبود مطمئنم .