درخت هاي پشت پنجره
نمي ذارن كه نمي ذارن در نقش همسر نمونه ايفاي نقش كني :دي ديروز از راه اداره رفتم كتاب خونه بعدشم چون دهان همسري آفت داشت طي تجربيات قبلي دوستاي عزيز اينترنتي رفتم داروخانه براش دهان شويه خريدم بعد اومدم خونه به صورت اتفاقي آفتش خوب شده :دي البته خيلي تشكر كرد اما خوب چه معني داره آخه . ديروز اتفاق خاصي نيفتاد با هم ديگه فيلم ديديم اسمش درست يادم نيست يه چيز تو مايه هاي طلاي پالو پنتئو ساخت 2009 يك داستان تگزاسي كه كلانتره آدم بد بود و آدم خوبا مي خواستن رسواش كنن بي مزه بود و بي ملاحت اما طراحي صحنه و لباسش قشنگ بود به نظرم خوب دراورده بود .
نمي دونم عادت داريد پرده هاي پنجره را بكشيد ؟ علاقه اي به درخت داريد نداريد ؟ اينجا توي اداره توي اتاق خوبي هستم رو به روي پارك با يك پنجره قدي دقيقا رو به روي ميزم كه پرده هاشو كشيدم و از منظره پارك لذت مي برم خيلي خيلي قشنگه بهار سرسبزيش زيباست و پاييز كه مي شه تنوع رنگ درخت ها يك حس خوبي به آدم مي ده . من اسامي درخت ها را خوب بلد نيستم ولي اگر اشتباه نكنم بيشتر درخت هايي كه حداقل توي فضاي سبز اصفهان هست شامل نارون ، كاج ، بيد و توت مي شه . اين درخت هاي توت كه بعد از ميوه دادن مصيبتي هستند مي ريزه روي زمين و كثيف كاري مي شه اساسي . توي دانشگاهمون هم پر بود و هميشه يك عالمه دانشجو ازش آويزون در حال خوردن توت اما من توت دوست ندارم . بيد ولي به نظرم درخت استوار و قشنگيه خوشم مي ياد به خصوص وقتي خيلي بلند باشه بيد مجنون هم كه عاليه بيسيار عاشقانه . كنار پل مارنون بيد مجنون زياده هميشه فكر مي كردم واي چه قدر اين فضا دو نفره است اما راستش هيچ وقت بعد از آشنايي با همسري نرفتيم كنار اون بيد مجنون ها بشينيم . كاج هم حقيقتا دنياي خاص خودش را داره . اطراف فولادشهر محوطه اي هست كه فقط درخت كاجه به نظر من خيلي خوب مي شد اگر انواع و اقسام كاج ها را توش مي كاشتن و به يك باغ كاج تبديل مي شد كاج هاي مطبق ، كاج هاي نقره اي ، كاج هاي برزيلي ، سرو كه يك جوري شبيه كاج هست و سروناز به نظرم مي تونست جاذبه خيلي قشنگي باشه به خصوص كه كاج هاي تزييني مثل كاج هاي نقره اي خيلي خوشكلن . توي اصفهان هرزگاهي درخت هاي نخل هم براي تزيين هست كه من اونا را هم بيسيار دوست دارم . همين طور فصل بهار درخت هاي ارغوان هم گل مي دهند و اين درخت هايي كه گل زرد داره و اسمشو بلد نيستم قشنگي خاصي به پارك ها مي ده .
توي خونه خودمون پرده اتاق پذيرايي هميشه كشيده است چون بزنيم كنار حس امنيت ندارم فكر كنم كامل ديده شيم اما وقتي بريم پشت پنجره اونجا هم خيلي قشنگه چون دقيق خونمون رو به پاركه محوطه سبز با درخت هاي كاج و نارون خيلي خوشگله . اما پنجره اتاق خواب به نورگير هست چيز خاصي نيست . خونه مامان اينا كه بودم پنجره اتاق خوابم به پاسيو مامان بزرگ خدا بيامرز باز مي شد هميشه از اونجا باهاش صحبت مي كردم وقتي كارم داشت وقتي كارش داشتم وقتي صدام مي زد برم چايي بخورم يا غذايي پخته بود كه مي دونست دوست دارم . باغچه اون خونه كوچيكه اما خوبه ، يك درخت انجير توش هست يك درخت زيتون كه مال بيگلي بيگليه و بيشترش ديگه شمعدوني و رز و توي فصل بهار بنفشه است . يك زماني مامان بزرگم فلفل كاشته بود ما هم خرگوش داشتيم اين خرگوش هم از شانس فقط و فقط عاشق برگ فلفل بود آخر مامان بزرگ از خونه انداختش بيرون :دي خونه قديمي مامان بزرگم اينا ولي فوق العاده بود دو تا باغچه بزرگ ، خيلي بزرگ . دايي كوچيكه هم عاشق كاراي اين مدلي بهش رسيده بود و درخت ها و شمشادها را طرح دار كرده بود آدم لذت مي برد . يك درخت توت بزرگ داشتن كه همسايه مي يومدن توت مي چيدن مامان بزرگم شيره توت را مي گرفت و حلوا درست مي كرد عالي ! يك درخت كاج هم داشت از اين كاج درازا كه مي ره بالا بعد يك گوله داره :دي دورشم پيچك بود چند تا درخت توت سياه كوچيك داشتن يك عالمه درخت مو كه مامان بزرگم ميوه هاش را تو كيسه مي كرد زنبورها نخورن هي ! درخت انار داشت درخت خرزهره كه من نصف بچگيم با همين درخت گذشت با گل هاي خشكش بازي مي كردم براشون اسم مي ذاشتم دنياي من بودن دنياي من . گل رز گل محمدي لاله عطري كاكتوس ..... اين قدر بازي مي كرديم با بچه ها تو اون خونه هر چند هميشه دلم مي خواست درخت خرمالو داشتيم .
يكي از زيباترين منظره ها ورودي دانشكده مون بود يك سايه بون بود كه روش آبشار طلايي بود فكر كنيد بهار كه مي شد گل مي داد فوق العاده بود رد شدن از زير يك تاج پر گل خيلي خيلي دوسش مي داشتم به خصوص كه من عاشق آبشار طلايي ام . ولي وقتي به اسم ها فكر مي كنم هميشه برام سپيدار اسم خيلي شاعرانه اي بوده از اون درخت هايي كه به درد شعرها مي خوره يا ديدنش موقع اومدن باد وقتي سپيدي پشت برگ ياداور اسمش مي شه . چنار و گردو هم پر صلابتن همون اسمش به آدم حس خاصي مي ده . من درخت افرا را نمي شناسم اما اسمش برام زيباست يعني بدم نمي يومد حتي اگه دختري داشته باشم اسمشو بذارم افرا . نمي دونم فقط درخت ها را دوست دارم بدون اينكه اطلاع زيادي ازشون داشته باشم اما چرا خاطره دارم شايد لطيف ترين هم مربوط بشه به بهارهاي بچگي وقتي درخت ها شكوفه مي دادن و با شكوفه ها براي خودمون تاج و دست بند درست مي كرديم و بعد حس مي كرديم الان زيباترين دختر دنيا شديم . البته اكثر شكوفه ها سفيد بودند بنابرين ديدن شكوفه صورتي خيلي حال مي داد مطمئن نيستم اما فكر كنم شكوفه هاي هلو صورتي باشن و اون سفيدها فكر كنم بيشتر مربوط به آلوچه و بادوم بود . درخت هاي باغ بابابزرگ !
خوب پنجره ها توي روحيه آدم خيلي تاثير دارن و البته منظره هايي كه پشتش هست اميدوارم سال هاي بعد بتونم يك خونه بزرگ تر توي يك محله بهتر بخرم و البته اون خونه خيلي پر نور باشه با پنجره هاي توپ و منظره هاي عالي پشت پنجره هاش .