و اما آخر هفته پپر
چهارشنبه موندم اضافه كار و بعد سر راه با مامان قرار گذاشتم رفتيم خريد اول رفتم و طبق آدرسي كه نگين جون داده بود يك تل خوشگل خريدم شبيه تل گوگوش . خيلي رو سر جلوه داره بعد هم رفتيم من به مناسبت ششمين ماه آشناييمون واسه همسري يك پليور قرمز خريدم مامان هم براش يك پليور قهوه اي خريد شب يلدا بهش بده بعد هم رفتيم من يك حافظ چرم بسيار زيبا براي شب يلدا واسش خريدم و اومديم خونه با همسري صحبت نمودم قربونش برم كه ماهه و مهربون و با مسئوليت فقط من عين احمق ها گفتم كادوي شب يلدا خريدم اونم افتاد تو فكر بره براي من بخره اصلا هم شرايط ماليش الان خوب نيست چه قدر بدم كاشك اين كار رو نمي كردم
5 شنبه صبح با مامان رفتيم بيرون و من يك سر كوچولو كتابخونه زدم بعد رفتيم ميدون امام و من يك ظرف دكوري خريدم از اين كشكول هاي ساخت چك كه طلايي رنگن و بعد هم يك كوچولو با مامان بد اخلاقي كردم و برگشتيم خونه ساندويچ سوسيس خوريدم و من خوابيدم بيدار شدم رفتم حمام و عصر هم به پختن كيك سيب و گردو گذشت كه از هلي عزيز ايده گرفتم و با همسري حرف زدم فقط بازم كار بد كردم راجع به وام همسري نبايد اصرار مي كردم همه رو بذاره تو بانك خوب الان اونم يك آرزوهايي داره يا احساس سئوليت واسه خريدها و خرجهامون شايد عقلاني تر همين برداشتن مقداريش توسط اون باشه
جمعه صبح هم همسري اومد صبح خونمون كيك دستپخت بنده را ميل فرمود و كادوش را گرفت كه فكر كنم دوست داشت و من و مامان و همسري راهي شهرضا شديم قربونش برم كه اصلا غر نمي زنه و بهونه نمي ياره و راحت منو مي بره و مي ياره . شهرضا رفتيم من يك كوزه سفالي يا به عبارتي بلوني سفال بزرگ خريدم كه كنار پذيرايي توش گل بذارم دلم مي خواست متفاوت باشه خونم . بعد هم يك سرويس دو نفره سفال قرمز برداشتم براي خونه آينده خودم و آقاي همسر كه هر كي ديد گفت خيلي خوشگله حيف ليوان قمز نبود دو تا بشقاب برنج خوري دو تا خورشت خوري دو تا پيش دستي دو تا كاشه يك ديس يك پارچ و دو تا استكان خريدم فقط اومديم خونه و ناهار پلو قمريت شيرازي داشتيم و بعد هم خوابيديم و شب ه شام همسري موند پيشمون بعد رفت خونشون . من هم يك مقاديري رفتم پيش مهو حرف زديم و آلبومم را نشونش دادم و .....
همسري خدا را هزار بار براي داشتنت شكر مي كنم كه خودت جلوه واضح شكر هستي