اين روزا
امان از دست اداره ابدا روز خوبي نبود البته كه تا عصر كاملا خنثي بود ولي بعد يك عدد همكار پر رو اومده به من مي گه برات يك كار تعريف كردم كه انجام بدي منم شديد بهم برخورد بد باهاش برخورد كردم البته كه سرپرستمون بيشتر بهش برخورد و خيلي بدترش باهاش برخورد كرد اونم يك هو عقب كشيد اما كلا طرف نرمال نيست اونم تو اين تغييراتي كه تو اداره داره انجام مي شه فقط ناراحتيم از اين باب هست بره مستقيم تو گوش مدير بخونه و اون كار را جدا برام تعريف كنه و اين وسط خيط شم اساسي .
من باب صحيح دراومدن پيش بينيم الانم پا شد رفت توي اتاق مدير !!!!
خونه خبر خاصي نيست همه چيز خوبه . حرفم نمي ياد چرا ؟ نمي دونم چي بايد بگم ؟ ! نمي خوام چيزي بگم؟! هنوز مبهمه ؟! نمي دونم دليلش چيه جدا نمي دونم اما در هر صورت اميدوارم همه چيز تو بهترين مسيرش حركت كنه و خدا به همه ما انصاف ، صبر و درايت بيشتري بده .
همسر جونم اينجا را نمي خوني اما ازت ممنونم با همه چيزايي كه پيش مي ياد هوامو داري دركم مي كني و بهم عشق و محبت مي دي . امروز ماهگرد عقدمون بود توي سرويس بودم كه تلفنم زنگيد و ديدم همسريه بلافاصله فهميدم قضيه از چه قراره تا گوشي را برداشتم تندي گفتم تبريك مي گم اصلا مرده بود از خنده.
جدي جدي چيزي ندارم بگم . آهان ترم جديد زبان را هم دارم مي رم اين ترم در مورد نوشتن ايميل هست كه خوب خيلي براي من عاليه چون مهم ترين مشكلم توي زبان برگردوندن از فارسي به انگليسي يا همون رايتينگ هست و فكر مي كنم كمك خوبي باشه برام .
قسمت بعدي سي دي را گوش دادم كامل نه يك صحبت هايي هست در مورد آزادي بچه مي گه نبايد پر و بال بچه را شكست نبايد دائم بهش امر و نهي كرد و نذاشت تصميم بگيره و كاراي جديد بكنه اما آزادي هم به معني لاابالي گري نيست يعني آزاديم بين انتخاب هاي مناسب يكيش را انتخاب كنيم . مثلا شما خودتون تشخيص مي ديد و چند دست لباس مناسب براي مهموني بچه مي خريد بعد اين آزادي را بهش بدهيد و بگيد براي اين مهموني كدوم لباست را مي خواي بپوشي و حتي اگر زياد انتخاب خوبي نبود چيزي نگيد و تازه تعريفم بكنيد ازش .
بعدش يادتون باشه بچه خيلي ناتوانه و خودش اينو مي دونه اين قضيه زجرش مي ده گاهي اصلا كار بدي را مي كنه تا مجازات بشه چون فكر مي كنه حقشه پس هيچ وقت بهش نگيد بد هستي هميشه بگيد خوبي اما اين كارت بد بود .