يك شنبه روز كاري بدي نبود خيلي معمولي بدون حادثه اي خاص . از راه اداره رفتم كتاب خونه خيلي گرم بود واقعا اذيت شدم . توي خونه هم همسر جان سرش به تعمير كولر و پكيج ها گرم بود بنده هم آشپزي مي كردم . غذاي بسيار خوشمزه اي به نام كشك بادمجان البته حالا مال من اون قدرها هم تحفه اي نشده بود اما در مجموع عاشق كشك بادمجونم. همسر هم كه در كل نپرسيد ديروز چت بود ؟ حالا تعريف كن چي شده ... اصلا و ابدا . راستش شنبه ازم راجع به اتفاقات اداره پرسيد خبر داشت يك چيزايي شده منم گفتم حالم خوش نيست دلم نمي خواد الان تعريف كنم داغ دلم تازه شه بمونه براي فردا . خوب بايد ديروز يك سوالي چيزي ازم مي كرد نه؟ بگذريم در هر صورت زود شام خورديم و بعدشم مشغول فيلم ديدن شديم even almighty ساخته 2007 در مورد مردي كه به مجلس سنا راه پيدا مي كنه ولي بعد يك دفعه خدا برش ظاهر مي شه و ازش مي خواد يك كشتي مثل مال حضرت نوح بسازه . كمدي بود با بازي مورگان فریمن نسبتا خوب بود آخراش را بيشتر دوست داشتم . بين فيلم آجيل خورديم ، نسكافه خورديم شربت آب ليمو خورديم بعد كه فيلم تمام شده آخر شبم بود همسر جان مي فرمايند امروز ميوه نخورديم ها و رفته يك بشقاب پر ميوه آورده البته من مقاومت زيادي كردم و گفتم نه اما كلا خوشم نمي ياد آخه يعني چي ؟ مگه پامون نوشتن وقتي آخر شبه وقتي اون قدر خورديم كه شكممون باد كرده واقعا بايد ميوه را هم بخوريم  ؟

دوشنبه ها به صورت معمول روز خلوتي هست توي اداره به همين مناسبت تصميم دارم اگر بشه و اتفاقي نيفته و كائنات ياري كنند يك مقاديري زبان بخونم . اين ترم ايميل را داريم و خوب نوشتن متن فارسي به انگليسي مهم ترين نقطه ضعف من هست البته تو امتحاني كه گرفت بالاترين نمره شدم خيلي هم عالي بود اما هنوز تو شوكم شايد بقيه خيلي ضعيف بودند چون امتحان آسون بود و بعدم من خودم مي دونم رايتينگم ضعيفه آخه !!!

يك چيز هيجان انگيزي خوندم راجع به يك مدل حلقه جديد . اين حلقه ها براي اين به درد مي خورن كه سالگرد ازدواجتون را يادتون نره البته براي كسايي كه مشكل فراموشي دارن در اين زمينه ها راه هاي مختلفي هست ساده ترين و در دسترس ترينش همون پيغام هشدار موبايل اما راه و روش اين حلقه ها خيلي رمانتيكه . در حقيقت از يك روز مونده به روز موعود اين انگشترها شروع مي كنند به گرم شدن و درجه حرارتشون بالا مي ره و با اين حس گرما شما متوجه مي شيد اوه بله انگار خبرايي هست :دي من خيلي دوسش داشتم .

هفته پيش روز شنبه اومدم در ماشين را ببندم آرنجم محكم خورد به در و خيلي درد گرفت يك ذره هم پوستم كبود شد كه زودي خوب شد اما الان آرنجم وحشتناك درد مي كنه توي حالت عادي نه ها وقتي مثلا خود آرنجم را روي ميزي جايي مي ذارم . ني دونم چي كارش كنم .