ديروز باز رفتم كتاب خونه واي چه قدر گرمه هلاك رسيدم خونه هنوز لباس درنيورده مشغول سرخ كردن ماهي شدم برنجم از قبل داشتيم اعترافم مي كنم ماهيش آن چنان خوب نشد . كلي هم سالاد درست نمودم . از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون با اون گشنگي و خستگي رسيدم خونه و اون قدر با سختي غذا و سالاد درست نمودم انتظار داشتم همسري خيلي تشكر كنه اما نه  خبر خاصي نبود . همش ياد نصيحت هلي مي افتم كه خودتو نكش وقتي حال نداري خسته اي درست نكن اما انگار نمي تونم . همه ظرف ها را هم همسر عزيزمان شست . دست گلش درد نكنه .

ظهر بسي زياد خوابيديم . بعدش من مشغول تميز كردن گاز شدم همسر عزيزمون هم طي نصيحت هاي دريافتي از مادرمون مشغول پاك كردن آلبالوها شد تا آلبالو خشكه درست كنه . كلي كدبانو شده پرهام خان :دي حالا مامان گفته اگر بيرون نذاشتيد هم عيب نداره پشت پنجره هم مي شه فقط بيشتر طول مي كشه . ديگه گفته فرق نمي كنه مي شه از همين حالا نمك بزنه مي شه هم نزنه . همسر ما هم عاشق نمك به صورت دقيق 4 تا نمك پاش كامل پر را روي يك كيلو نيم آلبالو خالي كرده ! شبم با هم رفتيم پياده روي . راستش ديروز چكاپ هاي ساليانه شون بود نفسش خيلي ضعيف بوده خانمه بهش گفته معلومه ورزش نمي كنن پرهام خان خيلي شيك فرمودند چرا هر روز مي رم پياده روي . مي گم بهش خجالت نمي كشي دروغ گفتي اكثر روزها كه من تنها مي رم پياده روي . حالا ديگه ديروز تورودربايستي اومد . بعدشم با هم نشستيم فيلم ديديم برات ساخته 2006 در مورد يك گزارشگر قزاقستاني كه براي به دست آوردن اطلاعات از فرهنگ آمريكايي به اونجا سفر مي كنه خيلي قشنگ بود كلي خنديديم واقعا بي فرهنگي در برابر فرهنگ باحال بود .

كلي كار سرم ريخته روزاي شلوغي در پيش دارم اصلا نمي دونم مي رسم نمي رسم . بايد يك شب بريم خونه مادر شوهر ، تولد پسر خاله را دوباره داريم ، مي خوام مامانم اينا را يك شب افطار بگم ، يك روز تا قبل 5 شنبه بايد برم استخر ، شنبه و 5 شنبه كلاس شنا دارم ، خونه عمه اش يك روز قراره بريم ، با همكار همسري يك روز قراره بريم بيرون ، يك شرط آش افطاري به همسر باختم قراره ببرمش بيرون ، خيلي دلم مي خواد فيلم جديد اصغر فرهادي را ببينم ، يك ساندويچي شديد كثيف ديدم توي پارك فلافل مي فروشه با كلي اصرار همسرمان را راضي كردم يك شب بريم ازش ساندويچ بخريم ..... يعني چندتاش تو اين چند روزه هندل بشه نمي دونم . خيلي خيلي شلوغ پلوغه اميدوارم همه اش به خوبي و خوشي و سريع انجام بشه .

پ.ن : يك چيز جالب نوشته روزنامه ظاهرا توي پايتخت ليتواني يك شادي سنج توي شهر نصب كردند كه مي شه از طريق موبايل و اينترنت بهش پيغام فرستاد و بر اساس اين نمرات ، ميانگين شادي عمومي را نشون مي ده . خودشون گفتن موقع تصويب قانون ها و اتفاقات خاص خيلي كمك مي كنه تا سياست مدارها بفهمن مردم تا چه حد از تصميمات اتخاذ شده راضي اند .