شكموها گرسنه نمي مانند
ديروز يك كوچولو خوراك لوبيا از روز قبل توي يخچال داشتيم حال درست و درموني هم نداشتم و خيلي مثلا سعي كردم خودخواه باشم و هيچ زحمتي جهت درست كردن غذا نكشم راحت بگم حسش نبود و بعد همسر جان گرسنه بمونه اندكي تنبيه بشه . ديگه نشستم به كتاب خوندن تا آقاي همسر اومد البته كه تيرم به سنگ خورد اينم از تصميمات جدي من !!!! توي اداره يكي از همكارها چلوكباب آورده بوده و غذاي مفصل خورده بود بسيار بسيار شيك ! ديگه خودم پا شدم چند تا لقمه لوبيا خوردم .
همسرمان هم تمام مدت سرش درد مي كرد و خوابيده بود و منم تنها بودم . بعد به يك دلايلي من حالم خوب نبود قول داده بود چند روز پر از شادي و آرامش در انتظارمه اين اولينش بود !!!! خداييش مردا خودخواهن ها من اگر همسري دلخور و دپرس بود بعد قول داده بودم چند روز توپ در انتظارش باشه در حال مرگم بودم براش مهيا مي كردم !!! خلاصه كه همه چي برعكس شد من هي دلداريش دادم چايي نبات براش درست كردن سرشو ماليدم بعد ديگه تا 7 تنها بودم ديدم بازم مي خواد بخوابه بغض كردم انگاري شرمنده شد اومد يكي دو دست تخته بازي كرديم و گفت تو برو پياده روي و بيا حال منم بهتر شده . منم رفتم يك عالمه پياده روي كردم برگشتنه هم كلي كشمش خريدم . رسيدم خونه رو به راه تر بود ميوه آماده كرده بود و از اين حرف ها شديد هم گرسنه بود نشستيم شام خورديم و بعدش رفتيم فيلم ببينيم جونا ساخت 2006 كه برنده اسكار هم بود گمونم براي فيلم نامه در مورد دختر نوجواني هست كه از دوست پسرش باردار شده و تصميم مي گيره بچه را نگه داره و اونو به يك زوجي بده كه بچه دار نمي شوند . قشنگ بود لحظات لطيفي داشت خوشم اومد .
بعد ديشب همون آخر شب پا شدم يك ديگ ماكاروني درست كردم همسر از جان عزيزترم امروز گرسنه نمونه يعني شديد روي تصميم موندم ها . اوف خدايا درستم كن .
الان بايد برم كلاس زبان راستش عجله دارم مي ترسم بعدش جلسه باشه نتونم بيام نت براي همين يك چيز سردستي همين اول صبحي آپ كردم .