هوا وحشتناك گرمه . اتاق ادارمون بزرگه يك فن توش روشنه اصلا خنك نمي كنه يك كولر دستي هم داريم اما روشنش نكردن . سنگينه تو كمده من زورم نمي رسه درش بيارم رومم نمي شه راستش ، به آقاي سرپرست گفتم استقبالي نكرد از قضيه . دارم خفه مي شم از گرما كاش درش مي آورديم .

ديروز مجبور شدم اضافه بمونم خيلي بد بود از گرما خفه شدم بعدشم رفتم كتابخونه تقريبا هم زمان با همسري رسيدم خونه و يك عالمه هم غذا خوردم . خيلي گرسنه بودم . بعدشم تميز كردن ظرف شويي و سطل آشغال و خواب . خوبيش اينه مي دونم براي يكي دو روز دوباره غذا داريم و به آشپزي نيازي نيست .

روزاي گرم به شدت كسلم مي كنه انگار دچار يك جور رخوت و بي انگيزگي شدم . ديروز قصد داشتيم بريم بلالي بخريم ذرت درست نماييم اما عين روزاي قبل اين برنامه هم با گرماي هوا دود شد و به مرحله عمل درنيومد . فقط رفتيم يك مقاديري ميوه خريديم اورديم گذاشتيم توي يخچال و بلافاصله رفتيم پارك يك كمي قدم زديم صحبت كرديم فالوده خورديم و برگشتيم خونه . من خيلي دلم مي خواست فيلم ببينم اما همسري هي تو فكر بود به خرم سلطانش نمي رسه ديگه راضيش كردم اگر وسط فيلم ، خرم سلطان شروع شد قطعش مي كنم و بقيه اش را بعد مي بينيم . چينين همسري دارم من !!! فيلم انتخابيمون هم grown ups بود ساخته 2006 در مورد يك سري پسر بچه كه بسكت بال بازي مي كردند حالا بزرگ شده بودند هر كدوم زندگي خودشون را داشتند و براي مراسم بزرگداشت مربي دور هم جمع مي شوند . فيلم نامه منسجم و درست و درموني نداشت اما سرگرم كننده بود در مجموع بد نبود خيلي معمولي .

امروز همه خانواده مادري شام دور همند به ما هم گفتن بريم اما بي خيال شديم براي امروز از قبل خيلي برنامه ها چيديم دلم پيششونه اما نمي خوام برنامه مون به هم بخوره به اندازه كافي بي نظمي بوده تو اين روزا بسه ديگه .

هفته آينده سالگرد عقدمونه به همسري گفتم مي خوام يا براش يك جفت كفش بخرم يا يك پيراهن كدومو ترجيح مي ده خيلي مصرانه گفت هر دو را مي خوام . اصلا خوشم نيومد يعني چي آخه !!!! بدتر از همه كه اصلا به روي خودش نمي ياره هيچ وقت از قبل به فكر كادويي براي اين مناسبت ها نيست حتي وقتايي مثل الان كه از قبل در جريانه من براي اون دارم تدارك مي بينم و مي دونه برام مهمه . شديد ناراحتم از دستش از اين باب شديد .

پ.ن 1 : خيلي باحاله نوشته توي ماه رمضون توي امارات به هر كس لاغر كنه جايزه مي دن جايزه هم چطوريه به ازاي هر كيلو كاهش وزن يك گرم طلا . تازش به سه نفري كه بيشترين كاهش را داشته باشند 5400 دلارم جايزه اضافه تر مي دن به صورت سكه البته . خيلي باحاله كه  . اما خوب خداييش بايد فكر كرد توي چاقي كار را به كجا رسوندند كه اين جايزه ها را دولتشون در نظر گرفته .

پ . ن 2 : يك گزارشي هم خوندم در مورد آمار تصادفات كه ايران توي دنيا مرتبه 5 را داره . چه قدر  تاسف برانگيز و بدتر از اون اين كه اين آمار بيشتر از سال هاي قبل هست ! اما موضوع جالب اينه كه توي اين تصادفات از پرايد رفع اتهام شده و بيشترين آمار تصادفات مربوط به خودروهاي خانواده پژو بوده و پرايدها در رده دوم قرار داشتند . يك آماري هم تهيه كردند بر مبناي تعداد تصادف به نسبت تعداد خودروي موجود كه از اين طريق پر سانحه ترين خودرو سمند بوده بعد خانواده پژو بعدش پيكان و چهارمين هم پرايد بوده .